يک شکست ديگر براى جمهورى اسلامى

تظاهرات خانه کارگريها با بايکوت کامل مواجه شد

کاظم نيکخواه

روز چهار شنبه خانه کارگريهاى رژيم تظاهراتى داشتند به نام روز کارگر. اين تظاهرات براى جمهورى اسلامى به نوعى حيثيتى بود. از مدتها قبل اعلام تجمع و تظاهرات کرده بودند. ميخواستند شکست سال قبلشان را جبران کنند، با تغيير روز تظاهرات بدليل همزمانى با "رحلت" ميخواستند پايبندى کارگران به محرم و صفرشان را هم نشان دهند. روز قبل از تجمع يعنى روز سه شنبه رفسنجانى با مسئولين خانه کارگر جلسه اى اختصاصى در همين رابطه تشکيل داد و برايشان آرزوى پيروزى کرد. نقشه کشيده بودند که تظاهرات دولتى را در بوق و کرنا کنند. اما در روز موعود يعنى چهار شنبه همه اينها باد هوا شد! از سراسر ايران فقط حدود دويست نفر را توانستند جمع کنند. کارگران بطور يکپارچه بايکوتشان کردند. حتى پادوهاى خودشان هم که فضا را ميشناختند، حاضر نشدند تحقير و ريشخند کارگران و مردمى را که در پياده رو به تمسخرشان ميگيرند تحمل کنند، و نيامدند. همه چيز به يک جلسه محدود شد و جلسه شان هم به کشاکش و گرفتن يقه يکديکر گذشت.

در تظاهرات خانه کارگريها در سال گذشته چندين هزار نفر جمع شده بودند اما بخش اعظم شرکت کنندگان، وسط تظاهرات شروع کردند برعليه خانه کارگريها و مقامات حکومت شعار دادن و در نتيجه تجمعى که قرار بود در خدمت حکومت قرار گيرد به تظاهرات کارگران برعليه رژيم اسلامى و پادوها و مزدورانش تبديل شد. اين تجربه تلخ سال گذشته شان بود. امسال جمهورى اسلامى از قول مدير کل سياسى-انتظامى استاندارى تهران اعلام کرده که "وزارت کشور و استاندارى با توجه به سوابق سال گذشته فقط در ميدان قزوين مجوز تظاهرات داده اند". يعنى آشکارا از ترس تظاهرات راهپيمايى را لغو کردند اما تجمع و جلسه گذاشتند تا قابل کنترل باشد و با فراخواندن همه اياديشان در سراسر کشور ميخواستند جبران مافات کنند.

خانه کارگر جمهورى اسلامى يک تشکل حکومتى است که قرار بوده است نقش بازوى کارگرى حکومت اسلامى را بازى کند. کارگران بارها نشان داده اند که اين مزدوران را ميشناسند، از آنها متنفرند و امروز بهيچوجه حاضر نيستند اين انزجار و تنفر خودرا مخفى کنند. همين وضعيت خانه کارگر را براى جمهورى اسلامى به يک کارت سوخته تبديل کرده است. اين را هم خانه کارگريها خودشان ميدانند و هم جناح مقابلشان. دوره اين بازيها مدتهاست تمام شده است. اينها ديگر برايشان مقدور نيست که کارگران را مهار کنند و مبارزات کارگرى را به انحراف بکشانند. تنها راهى که برايشان مانده است اينست که صاف و پوست کنده لباس پاسدارى تنشان کنند و در صف ماموران مواجب بگير رسمى حکومت در آيند. حضور سردار طلائى مشهور در تجمع خانه کارگر نشان ميدهد که خود حکومتى ها هم به اين وضعيت پى برده اند و اصرارى براى مخفى کردن واقعيت مزدورى خانه کارگر ندارند. سردار طلائى منفور با گفتن اينکه "ماهم بنوعى کارگر هستيم فقط لباسمان با کارگران(بخوان خانه کارگريها) فرق ميکند" در واقع همين منظور را بيان ميکرد.

اما خانه کارگر تنگنايى را که در آن گرفتار آمده و درماندگى خودرا در مقدمه قطعنامه اش اينطور بيان ميکند: "ما اعلام ميکنيم که عرصه بشدت براى نيروى کار تنگ شده و اين زحمتکش اجتماعى بيش از اين نه تنها نميتواند تحمل مصائب موجود را داشته باشد بلکه حجم مشکلات بنوعى بر ما چيزه شده که بى ترديد در آينده قادر نخواهيم بود برخى مصلحت انديشى ها را که تاکنون به آن پايبند بوديم رعايت کنيم." به عبارت ديگر اينها دارند عدم کارآيى مزدوريشان در کارخانه ها را اعتراف ميکنند.

شکست خانه کارگر براى کارگران يک پيروزى است. کارگران با تلاشهاى بسيار اين بازوى حکومت را عملا فلج کرده اند. اين پيروزى با تحمل مشکلات بسيار و حتى اخراج و زندان و شکنجه شدن فعالين کارگرى بدست آمده است. اول ماه مه امسال را کارگران در فضايى از شور و اميد و اتحاد در بسيارى از شهرها برپا داشتند. شور و اميد براى برداشتن گامهاى بزرگتر بعدى.