تظاهرات بهشهر: يک نقطه عطف

مصطفى صابر moaber@yahoo.com

تظاهرات کارگران چيت سازى و شرکت وسيع تمام شهر در حمايت از آنها يک نقطه عطف در جنبش کارگرى ايران و مبارزه مردم عليه جمهورى اسلامى است.

يکى از سايت هاى اينترنتى (پيک ايران) امروز جمعه، دو روز بعد از شروع تظاهرات - شورش بهشهر، اين نامه را دريافت کرده است (پرانتز ها از من است):"... من يک پسر ١٨ ساله هستم از بهشهر. نه پدرم کارگر چيت سازى است و نه مادرم و نه ديگر اعضاى فاميلم. اگر شما طى چند روز گذشته اينجا بوديد با سه خط (خبر) کار را تمام نمى کرديد. (اشاره به خبر همين سايت در روز پنجشنبه است) کار مردم آنقدر بد شده که توى خيابانهاى اصلى شهر ميگويند: توپ تانک فشفشه فرماندار... (يک فحش رکيک) حتى به آقاى رحمانى نماينده شهر در مجلس ميگويند: رحمانى بيعرضه برگرد برو تو حوزه! و به جابرى اما جمعه بهشهر و نماينده ولى فقيه در استان ميگويند: جابرى ضد دين... (سه نقطه در اصل است.) وقتى که ٥ تا اتوبوس سرباز ضد شورش از شهرهاى ديگر مياورند و با گاز اشک آور و باتون به کوچک و بزرگ حمله ميکنند، شما راحت سکوت ميکنيد. مردم بهشهر تا يکشنبه به مسئولين فرصت داده اند که پول کارگران را بدهند که اگر ندادند بهشهر به خونين شهر تبديل خواهد شد. تذکر: کارگران ٢٥ ماه حقوق و ٥ سال عيدى نگرفته اند. در تظاهرات همه مردم شرکت داشتند."

اخبار ديگر و از جمله صحبت هاى فرماندار بهشهر و دبير خانه کارگر مازندران با خبرگزارى ايلنا صحت اطلاعات نامه اين پسر ١٨ ساله را تاييد ميکند:

١. اين فقط يک راهپيمايى کارگرى نبود، بلکه يک شورش عظيم شهرى بود که هسته اصلى آن اجتماع و راهپيمايى کارگران بود. در اين تظاهرات واقعا "همه مردم" (به گفته دبير خانه کارگر مازندران در همان مصاحبه ٣٠ هزار نفر) شرکت داشتند. در گفته هاى فرماندار و خبر ايلنا خبر از بستن بازار، و بهم ريختن کل شهر شده اشت.

٢. اين تظاهرات عظيم تماما عليه جمهورى اسلامى و ايادى آن بوده است. کاملا سرنگون طلبانه! از شعارهاى نامه جوان مذکور و نحوه برخورد رژيم و آوردن نيروهاى ويژه و همچنين مصاحبه فوق هم کاملا روشن است.

٣. اين تظاهرات گرچه به نظر ميرسد خودجوش باشد، اما با توجه به سوابق مبارزه کارگران بهشهر (مثلا در مهر سال ٨٠ کارگران کارخانه هاى چيت سازى بهشهر جاده خراسان مازندران را مسدود کردند)، ثمره يک تلاش خستگى ناپذير کارگران (و همينطور عناصر چپ و آزاديخواه) است. اين تظاهرات به يمن درجه اى از تشکل بين کارگران و راديکاليسم و عزم و اراده آنها، از درجه سازمان و رهبرى برخوردار است. اين تظاهرات توانسته رسما تعدادى نماينده را بطور علنى به رژيم معرفى کند و قرار است که در مذاکرات شنبه معلوم شود که آيا رژيم در برابر خواسته هاى کارگران (و اکنون خواسته مردم شهر) عقب مى نشيند يا نه. اينکه جوان ١٨ ساله ما با آن اعتماد به نفس دارد به رژيم اسلامى اولتيماتوم ميدهد و با لحن گزنده اى خطاب به سايت نيمه دوم خردادى مذکور حرف ميزند، اتفاقى و يا از سر شور جوانى نيست. فرماندار بهشهر هم در مصاحبه با ايلنا آرزو ميکند که مذاکرات فردا (شنبه ٣٠ فرودرين) به همه چيز پايان بدهد.

٤. کارگران و مردم بهشهر توازن قوا را لااقل فعلا به نفع خود بهم زده اند. رژيم مجبور شده که حدود ٢٠ کارگر دستگير شده را آزاد کند. و همينطور فرماندار بهشهر و دبير خانه کارگر در مصاحبه فوق زبان کوچکه شان را بکار انداخته اند و مجيز کارگران را ميگويند. ضمن اينکه ميکوشند با گفتن "اين تظاهرات سياسى است" (عجب!) کارگران را بترسانند و براى آنها خط و نشان ميکشند.

همه اين فاکتورها به نظر من يک نقطه عطف را در مبارزه مردم ايران عليه جمهورى اسلامى و نقش مبارزه کارگرى در تحولات ايران را نشان ميدهد. ما سابقا در حرکت معلمان چيزى شبيه اينرا (البته با تاثيرات به مراتب تعيين کننده سراسرى) مواجه بوديم. در برخى تظاهراتهاى کارگرى (مثلا در اهواز و در اصفهان و قائم شهر و کاشان و غيره) شاهد پيوستن مردم به کارگران بوده ايم. اما تظاهرات بهشهر ديگر يک نمونه تيپيکال از حضور عينى سوسياليسم کارگرى در عرصه حيات سياسى جامعه در پيشاپيش توده هاى وسيع مردم (طبعا در چهارچوب يک شهر) است. اين تظاهرات بروشنى بر خط و جهتى که جنبش کارگرى براى رسيدن به خواسته هاى خود بايد پيش بگيرد تاکيد ميگذارد. امروز تحقق هر خواسته کارگران و مردم در ايران، حتى گرفتن همان مزد هاى بخور و نمير، با سد جمهورى اسلامى روبرو ميشود. موفقيت کارگران تنها در گرو اينست که بتوانند آنقدر نيرو به ميدان بياورند تا جمهورى اسلامى را به عقب برانند.

کارگران بهشهر بايد پيروز شوند. بايد هوشيارانه و با سنجيدن تمام فاکتورها کارگران رژيم اسلامى را مجبور کنند که مزدهاى معوقه را پرداخت کند. بايد رسما از رژيم تعهد بگيرند که به هيچ يک از فعالين و رهبران کارگرى دست درازى نشود. بايد مردم را مهيا کنند که در مقابل هر تعرض بعدى رژيم به رهبران و فعالين اين حرکت فعالانه عکس العمل شنان دهند. بايد بکوشند تا از دل اين جريان تشکل هاى وسيع توده اى و شبکه هاى وسيع حمايت مردمى در محلات و مدارس و غيره بوجود بياورند. رهبران کارگرى و رهبران اين جريان بايد با توده هاى وسيع شروع به حرف زدن بکنند و اين رابطه را حفظ کنند. اين حرکت به اين زودى پايان نمى يابد. همچنانکه ريشه آنه به چند سال پيش ميرسد و تازه کشاکش در يک سطح ديگر شروع شده است.اما کارگران بهشهر اگر تمام مردم شهر را دنبال خود بياورند و خيلى عالى هم به خود سازمان بدهند، به تنهايى حريف جمهورى اسلامى نخواهند شد. اين حرکت بايد ابعاد سراسرى بيابد، خبر آن وسيعا پخش شود و وسيعا مورد حمايت کارگران، معلمان، دانشجويان و دانش آموزان در شهرهاى مازندران و گيلان و سراسر ايران قرار گيرد. تا همينجا هم کارگران و مردم بهشهر قدرت خود را اساسا از اينجا ميگيرند که هم رژيم و هم مردم ميدانند که هر شهر ديگر ايران يک بهشهر ديگر است. بايد از کردستان تا اهواز تا تبريز و تا مشهد و کاشان، سيل نامه هاى حمايتى و قطعنامه ها در حمايت از خواست کارگران بهشهر به رسانه ها و مراکز رژيم و خود کارگران بهشهر سرازير شود. بايد همه ايران بداند که چند صد کارگر يک جا جمع شدند، چند ده هزار به حمايت از آنها اعتراض کردند و چند صد هزار ديگر در سراسر ايران از آنها به حرکت درآمدند. اين، تظاهرات بهشهر را به يک واقعه تاريخى تبديل خواهد کرد و قدمى تعيين کننده در مبارزه براى رهايى از شر جمهورى اسلامى و پيشروى طبقه کارگر خواهد بود.