تا خط فقر فاصله بسيار است: شرمتان باد!

پيرامون افزايش ٢٢ درصدى دستمزد

         کاظم نيکخواه

شوراى عالى کار جمهورى اسلامى بعد از سه ماه سبک سنگين کردن اوضاع، حداقل دستمزد کارگران را ٨٥٨٠٠ تومان در ماه يعنى معادل ٢٢ درصد افزايش اعلام کرد. نمايندگان کارفرمايان در اين "شوراى کذايى" ميزان ٨٨ هزار تومان را بعنوان حداقل دستمزد پيشنهاد کرده بودند!

اين چنين افزايشى در شرايط اقتصادى ايران و تورم بى مهار موجود بدان معناست که کارگران قرار است دستمزد کمترى نسبت به سال قبل دريافت کنند. و دستمزد سال قبلشان هم بر طبق اظهارات رسمى مقامات خود همين حکومت زير خط فقر بوده است. همين نکته قابل توجه که حتى نمايندگان کارفرمايان از پرداخت اين مقدار دستمزد به کارگران شرم دارند و رقمى کمى بيشتر را روزى ميز گذاشته اند و دولت نپذيرفته است خود گوياى کنه بازى مسخره اى است که قرار است بعنوان افزايش دستمزد به خورد کارگران داده شود. اما جماعت بيشرمى که "نمايندگان کارگران" در شوراى عالى کار خوانده ميشوند يعنى شوراهاى اسلامى، براى اين "افزايش دستمزد" به هلهله پيروزى مشغول شده اند.

بنا به اعتراف خود مقامات حکومت و نمايندگان همين شوراهاى منفور اسلامى خط فقر در ايران ١٨٠ هزار تومان در ماه است. اين بدان معناست که اگر دستمزد کارگران ٣٠٠ در صد افزايش يابد تازه سطح زندگى کارگران به خط فقر نزديک ميشود. با توجه به اين واقعيت ميتوان نتيجه گرفت که دستمزد کارگران بايد چند صد درصد افزايش يابد نه بيست درصد. اين افزايش دستمزد نيست. اين پايين کشاندن سطح دستمزد نسبت به سال قبل است. کارگران به اين افزايش واقعا ناچيز دستمزد قاطعانه نه ميگويند.

اين حکومت حتى هيچ آمار و رقم دقيقى نسبت به سطح تورم در اين جامعه ارائه نداده است. ميزان تورم و خط فقر و تمام آمار اقتصادى را مصالح و صلاحديدهاى سياسى تعيين ميکند و به همين دليل بشدت متناقض است و هر مقامى چيزى ميگويد. از ١٥ درصد تا ٥٠ درصد سطح تورم را متفاوت اعلام کرده اند. کارگران در زندگى واقعى خود دارند لمس ميکنند که قيمت ها مدام در حال افزايش است و قدرت خريد آنها هرسال و هرماه و هر روز نسبت به قبل بشدت کاهش مى يابد و فقير تر و فقير تر ميشوند. خواست کارگران افزايش واقعى دستمزدها تا حد استاندارد متوسط دنياى امروز است که پاسخگوى رفاه و زندگى انسانى براى کارگران باشد. اين يعنى چندين برابر شدن سطح دستمزد. تازه بعد از اين است که افزايش دستمزدها به تناسب تورم معنا پيدا ميکند.

" فقير ترين بخش جامعه"

کارگران فقير ترين بخش جامعه را تشکيل ميدهند. اين واقعيتى است. اما آنچه بيشرمانه تر است، طبيعى جلوه دادن اين واقعيت است. گويا طبيعى و بديهى است که کارگر نبايد به اندازه مدير و وکيل و کاسب و خيل دلال جماعت و غيره در آمد داشته باشد. نه فقط اين بلکه وقتى کارخانه به خنس ميخورد وقيحانه بخود اجازه ميدهند حتى همان نان بخور و نمير کارگر راهم قطع کنند! تمام دليل اين واقعيت را نميتوان از منفذ دستمزد توضيح داد. خيلى چيزها بايد تغيير کند و زيرو رو شود تا کارگر ديگر فقير ترين بخش جامعه نباشد و تلقى نشود. اما تجربه روزمره کارگران در ايران و تجربه صدها ساله کارگران در همه جا نشان داده است که هر تغييرى در اين زمينه به مبارزه خود کارگران گره خورده است. در وهله اول خود کارگرانند که بايد نشان دهند که حق طبيعى خود ميدانند که از نعمات جامعه در سطح متوسط همه مردم برخوردار باشند و به هيچ وجه به کمتر از آن رضايت نميدهند.

اگر حکومت به همين حد از افزايش رضايت داده است، روشن است که تحت فشار اعتراضات کارگران بوده است. اين را بارها از زبان پادوهاى حکومت نظير همين شوراهاى اسلامى و دوم خرداديهاى حکومتى شنيده ايم که هشدار داده اند که "جامعه کارگرى در حال انفجار است". خواست افزايش دستمزد يک خواست جوشنده در تمام محيط هاى کارگرى است که از مدير و کارفرما، تا تشکلهاى رژيمى در کارخانه ها را بشدت تحت فشار گذاشته و نگران ساخته است. تنها و تنها اعتراضات و مبارزات کارگران در کارخانه ها و وسط خيابانها براى افزايش واقعى و جدى دستمزد و گذاشتن فشارى سراسرى بر گرده حکومت اسلامى سرمايه داران و کارفرمايان است که ميتواند تغييرى واقعى در سطح زندگى کارگران ايجاد کند. اين مبارزه ميتواند و بايد به مبارزه اى سراسرى و تعرضى با خواست روشن افزايش چندين برابر دستمزد تبديل شود. با همين مبارزه است که ميتوان به اين واقعيت پذيرفته شده و شرم آور که "کارگران فقير ترين بخش جامعه هستند" پايان داد.

بايد نشان داد که کارگران افزايش ٢٢ درصدى دستمزد را نمى پذيرند. کارگران زندگى زير خط فقر را نمى پذيرند. کارگران قاطعانه ميخواهند براى هميشه خودرا از موقعيت فقير ترين بخش جامعه بودن بيرون کشند و حق خود ميدانند که زندگى شان از استاندارد متوسط کل جامعه پايين تر نباشد. کارگران خواهان افزايش چندين برابر سطح دستمزد هستند. اين ها پرچم مبارزه کارگران براى افزايش جدى سطح دستمزدهاست. اين مبارزه را بايد از همين امروز و درست زمانى که بحث دستمزد هنوز داغ است در حد ممکن تقويت کرد، گسترش داد و با انتظار بالاى کارگرى گلوى مفتخوران سرمايه دار و حکومت منفور اسلامى شان را گرفت. مطلقا هيچ بهانه اى چه محدوديتهاى اقتصادى و مالى، چه بهانه ها و محذورات سياسى و امثال آن براى پايين نگاه داشتن سطح دستمزدها در حدى غير قابل تحمل و مشقت بار قابل قبول نيست. اين حق بى چون و چراى کارگران است که مدام خود و فرزندانشان در محروميت و ندارى دست و پا نزنند. دستمزد ها بايد تا سطح متوسط جامعه يعنى تا حد رفاه و زندگى انسانى براى همه کارگران، افزايش يابد.