سازمان جهانى کار در تلاشى عبث

کاظم نيکخواه

سازمان جهانى کار اخيرا به نحو فعالترى به فکر مشروعيت بخشيدن به تشکلهاى دست ساز جمهورى اسلامى و مشخصا نوع دوخردادى آن افتاده است. اين سازمان که مراودات خود با جمهورى اسلامى را از آغاز حفظ نموده بود اخيرا در عرصه سياست در ايران فعال تر شده و سفيرانش را راهى ايران نموده تا در نحوه شکل گيرى تشکلهاى کارگرى از نزديک دخالت کند. روز بيستم ژانويه نمايندگان چند "تشکل" از ايران تحت عنوان "تشکلهاى مستقل کارگرى" راهى ژنو شدند تا با مقامات آى ال او ملاقات و مذاکره کنند. سفر اين هيئت بعد از سفر چند هفته قبل هيئتى از سوى سازمان آى ال او به ايران و ملافات و مذاکره با مقامات جمهورى اسلامى صورت گرفت که بدنبال آن آى ال او دو تشکل را بعنوان تشکلهاى واقعى کارگرى اعلام نمود. اين دو تشکل عبارت بودند از انجمن صنفى روزنامه نگاران ايران و انجمن صنفى رانندگان حمل و نقل. هر کس با مسائل کارگرى در ايران کوچکترين آشنايى داشته باشد ميداند که در ايران هيچ تشکل رسمى اى تشکل واقعى کارگرى نيست و هردوى اين به اصطلاح انجمنهاى صنفى دست ساز جبهه مشارکت و شرکاى دولتى و غير دولتى آنها هستند و ترکييب اعضاى آن نيز نشان ميدهد که ربطى به کارگران ندارند. آى ال او ميگويد اين دو سازمان تنها سازمانهاى کارگرى مستقل از دولت در ايران هستند. هدف از سفر نمايندگان تشکلهاى کذائى مستقل نيز رسما اين طور اعلام شده: معرفى از نزديک اين تشکلها به مقامات آى ال او و گسترش همکارى تشکلهاى آزاد و مستقل با اين سازمان بين المللى. داستان تا همينجا نشان ميدهد که سازمان جهانى کار عامدانه به مسيرى براى دخالت در امور کارگرى ايران پاى گذارده است که جز خشم و انزجار کارگران ايران چيزى در پى نخواهد داشت. تشکلهاى آزاد و مستقل تحت حاکميت جمهورى اسلامى ايران؟! آيا دست اندرکاران اين سازمان نميدانند که تشکل کارگرى آزاد و مستقل در ايران تحت حکومت اسلامى وجود خارجى نداشته و ندارد؟ آيا اين سازمان نميداند که حکومت اسلامى ايران حکومتى است منفور و هيچکدام از جناحهاى آن مقبوليت و مشروعيتى در ميان مردم ندارند؟ آيا سازمان جهانى کار براستى فکر ميکند تشکل هاى دست ساز جبهه مشارکت و شرکاى حکومتى اش تشکلهاى مستقل کارگرى هستند؟ حتى اگر فرض کنيم که اين سازمان هيچ ارتباطى با دنياى بيرون از خود نداشته باشد، تنها مدارک و اسنادى که توسط سازمانهاى مختلف و از جمله حزب کمونيست کارگرى ايران مستقيما براى آى ال او ارسال شده و مدارکى که در کنگره هاى آن توسط برخى اتحاديه ها و تشکلهاى کارگرى ارائه گرديده، براى شناخت وضعيت واقعى کارگران در ايران مطلقا کافيست. اما سازمان آى ال او بنظر ميرسد نگران چيز ديگرى است.

ظاهرا مساله اينست که سازمان جهانى کار با سياسى شدن تشکلهاى کارگرى مشکل دارد. اما چرا تاکنون چنين مشکلى وجود نداشت؟ شوراهاى اسلامى طى سالهاى گذشته سياسى نبودند؟ خانه کارگر حکومت اسلامى سياسى نبود؟ نمايندگان "کارگرى" جمهورى اسلامى سياسى نبودند؟ در واقع دليل اينکه طى سالهاى گذشته چنين مشکلى وجود نداشته و شوراهاى اسلامى و خانه کارگر دست ساز رژيم اسلامى هم ميتوانستند نماينده کارگران ايران قلمداد شوند را بايد در شرايط سياسى متحول ايران و نگرانى آى ال او از شکل گيرى تشکلهاى راديکال و رزمنده کارگرى ديد. مساله اينست که سياستگزاران اين سازمان از جنب و جوش وسيع در ميان کارگران براى متشکل شدن و متحد شدن با خبر شده اند. همان وزارت اطلاعاتيها و مشارکتيها به ايشان اطلاع داده اند که اين کارگران براى آن شوراهاى اسلامى تره هم خرد نميکنند. اطلاع داده اند که مجامع عمومى کارگرى گرداننده اعتصابات کارگرى هستند. و خبر داده اند که متشکل شدن کارگران در جو سياسى ملتهب ايران ميتواند تشکلهايى ميليتانت و راديکال و چپ را به ميدان آورد. بنظر ميرسد که اين سازمان در تلاش است تا پاسخى به اين وضعيت بدهد و پيش از آنکه دير شود آلترناتيوى در برابر سازمانهاى واقعى و ميليتانت کارگرى را برسميت بشناسد.

اين سازمان عليرغم تلاش شمارى از اتحاديه هاى کارگرى عضو خود، عليرغم افشاگريهاى وسيع حزب کمونيست کارگرى ايران که مورد تاييد دهها اتحاديه عضو اين سازمان قرار گرفت، عليرغم اعتراضاتى که به حضور جمهورى اسلامى و شوراهاى اسلامى و خانه کارگرش در صف اعضاى اين سازمان صورت گرفت، به مماشات با جمهورى اسلامى و شوراهاى اسلامى و خانه کارگرش ادامه داد. شوراهاى اسلامى و خانه کارگر تشکلهاى زرد کارگرى نيستند. اينها تشکلهاى جاسوسى و سرکوب و خفقان عليه کارگران هستند. اين را آى ال او ميدانست و ميداند. اين که امروز اينها اعلام ميکنند که شوراهاى اسلامى "سياسى" هستند و انجمن هاى صنفى تشکلهاى واقعى و مستقل کارگرى هستند، براستى شرم آور است. سياست گزاران اين سازمان به اين نتيجه رسيده اند که با علم کردن دو انجمن صنفى دست ساز وزارت اطلاعات و جبهه مشارکت و تشويق و ترغيب به ايجاد انجمن هايى مشابه آنها، آلترناتيوى براى انحراف کارگران از ايجاد تشکلهاى واقعى و راديکال خويش ايجاد کنند. اين تلاش قطعا محکوم به شکست است و بايد آنرا از هم اکنون افشا نمود. کارگران ايران ميدانند که "انجمن هاى صنفى" کذايى نه تشکلهايى کارگرى اند و نه مستقل. اينها را جناحى از حکومت براه انداخته است. آى ال او بايد بداند که با چنين سياستى خود را در ميان کارگران ايران تماما بى اعتبار ميسازد. با چنين تلاشهايى نميشود جلوى سياسى شدن و راديکاليسم کارگران و تشکلهاى کارگرى واقعى در ايران را گرفت. اين راديکاليسم ريشه در وضعيت ويژه سياسى ايران و حاکميت جمهورى اسلامى دارد که آى ال او در بيست سال گذشته با آن مماشات کرده و به اعتراضات کارگران و کمونيستها در اين زمينه بى توجهى کرده است. کارگر ايرانى براى گرفتن ساده ترين حقوق خويش حتى براى گرفتن مزد کار شش ماه و يک سال قبل انجام شده خويش بايد با همين حکومت و تشکلهاى جاسوسيش نظير شوراهاى اسلامى و خانه کارگر و امثال اينها در بيفتد و سياسى و رزمنده و راديکال شود. اين اتفاقى است که صورت گرفته است و هر روز طيف وسيعترى از کارگران دارند تلاش ميکنند که خود را براى اين نبرد آماده تر سازند و در زير خفقان پيوند ها و تشکلهاى رزمنده خود را ايجاد کنند. جلوى اين روند را نميشود گرفت. اين روند تازه آغاز شده است و رو به گسترش بيشترى دارد. سازمان جهانى کار تلاش عبثى را شروع کرده است.