مبارزه براى كاهش‏ ساعات كار

 ناصر اصغرى

nasser_asgary@yahoo.com

 سرمايه‌دارى در پروسه رشد و توسعه خود، ارتش‏ ذخيره‌اى از بيكاران را بوجود مى‌آورد كه علاوه بر كاركردهاى ديگرش‏ براى نظام، پائين نگه داشتن دستمزد بخش‏هاى شاغل جامعه، هدف اصلى آن را تشكيل مى‌دهد. اما اين ارتش‏ ذخيره به مرور زمان مشكل سازترين بحران جامعه سرمايه‌دارى مى‌گردد. مرورى بر رسانه‌هاى جمهورى اسلامى، اين بحران و ترس‏ رژيم از آن را، به وضوح جلوى هر ناظرى به نمايش‏ مى‌گذارد. نام آن را هم گذاشته‌اند: "خطر آسيب‌هاى اجتماعى"!

 جمهورى اسلامى و سرمايه‌داران ريز و درشتش‏ از يك طرف مى‌خواهند از نيروى كار ارزان كارگران بيشترين سود را به جيب بزنند و از طرف ديگر كوچكترين توجهى به آن بخش‏ از كارگران كه در حاشيه مانده و بيكار هستند، نكنند. نه تنها اين بلكه شدت كار را نيز چنان افزايش‏ داده‌اند كه علاوه بر صدمات جسمى و روحى گزارش‏ نشده، هر از چندگاهى خبر مرگ كارگرى را از شدت كار، در لابلاى سطور اخبار مى‌خوانيم.

 كارگران اما در برابر اين زورگوى‌هاى سرمايه بايد بر كاهش‏ ساعات كار و افزايش‏ چندين برابر دستمزدها باضافه بيمه بيكارى مكفى، پافشارى كنند و اگر هنوز اين خواستها را مطرح نكرده‌اند، بايد در دستور اولين جلسه مجمع عمومى‌شان قرار دهند. مسئله بيكارى مانند عزرائيل هر آن امكان دارد زنگ در خانه هر كارگرى را بصدا درآورد. اتفاقا بيكارى تنها مسئله كارگر بيكار نيست. مسئله كل جامعه است و كارگر شاغل بعنوان رهبر جامعه بايد پرچم بيمه بيكارى مكفى و كاهش‏ ساعات كار را بلند كند.

 سرمايه‌داران، بخشهائى از "كارخانه‌شان" را به دلائلى كه ربط مستقيم به سوددهى كمتر از پيش‏ بينى شده دارد مى‌بندند و هزاران كارگر را بيكار مى‌كنند و خانواده‌هايشان را به روز سياه مى‌نشانند، در حالى كه كارگران بخشهاى ديگر همان كارخانه را وادار به اضافه‌كارى بيش‏ از حد مى‌كنند. با وجود ارتش‏ عظيم بيكاران، نبايد تن به اضافه كارى داد، بلكه بر افزايش‏ دستمزدها و كاهش‏ ساعات كار بدون كاهش‏ دستمزدها، پافشارى كرد. هم اكنون تشكلهاى كارگران در كشورهاى متعددى براى مقابله با معضل بيكارى، مبارزه براى كاهش‏ ساعات كار بدون كاهش‏ دستمزدها را به اعضايشان پيشنهاد مى‌كنند.

 مدافعين جامعه سرمايه‌دارى خرده مى‌گيرند كه با اين وضعيت اقتصادى در ايران نمى‌توان اين خواسته‌ها را مطرح كرد. درست است اينها مدافعين نظام برده‌دارى سرمايه‌دارى هستند. در جامعه سرمايه‌دارى هدف از توليد، انباشت سرمايه و توليد ارزش‏ اضافه بيشتر است. در نتيجه اگر بيكار كردن و بستن كارخانه‌هائى به اين امر كمك كند، زندگى ميليونها انسان را نيز به تباهى خواهند كشيد و غم بر ابرو هم نخواهند آورد. اما هدف جامعه انسانى از توليد، برطرف كردن نيازهاى جامعه است. كارگران براى آن نقشه دارند، آنهم كاهش‏ ساعات كار به درجه‌اى است كه انسانها از كار لذت ببرند. نه اينكه به آن بعنوان طوقى بر گردن بنگرند.

 امروزه در ايران، جمهورى اسلامى حتى دستمزدهاى به ظاهر توافق شده را هم نمى‌پردازد و هر روز به فكر بيكار كردن و بستن محيط‌هاى كار بيشترى است. سرمايه داران ريز و درشتش‏ در ارگانهاى مافيائى مانند بنياد مستضعفان و جهاد سازندگى گردن كلفت‌تر مى‌گردند و كارگران بيشترى هر روز به جرگه بيكارى مى‌پيوندند. در نتيجه قبل از هر چيز بايد كار اين رژيم را هرچه زودتر يكسره كرد و جامعه‌اى كه شايستگى انسان را داشته باشد، بنا نهاد.

 14 ژانويه 2004

به نقل از انقلاب کارگری شماره ۹