کارگران و دستمزد

 کاظم نيکخواه

يک حقيقت ساده: اگر حداقل دستمزد کارگران در ايران سه برابر شود، يعنى ٣٠٠ درصد اضافه گردد، به خط فقر ميرسد. تازه اين در صورتى است که خط فقر با معيارهاى حکومت اسلامى تعيين گردد. در محافل وابسته به حکومت گفته ميشود که قرار است دستمزدها براى سال هشتاد و دو، ١٥ در صد افزايش يابد يعنى بيست بار کمتر از آنچه که براى رساندن سطح زندگى کارگر به خط فقر لازم است. جالب است که سخنگوى خانه کارگر جمهورى اسلامى با پز دفاع از کارگران گفته است دستمزد کارگران نبايد کمتر از ١٥ در صد افزايش يابد! اجازه دهيد حقايق ساده بيشترى را پيش رو بگذاريم: حداقل دستمزد کارگران، تنها کارگرانى را که مشمول قانون کار جمهورى اسلامى هستند در بر ميگيرد. يعنى براى بقيه کارگران، کارفرما حتى ملزم به پرداخت همين حداقل دستمزد نيز نيست. از کل جمعيت نزديک به ده ميليون کارگر در ايران تنها حدود دو ميليون و چهار صد هزار کارگر مشمول قانون کار کذايى هستند، بقيه از دور خارجند. کارگران هيچ اختيارى در تعيين دستمزد خويش ندارند. آنها بعنوان فروشندگان نيروى کار در واقع تنها فروشندگانى هستند که اجازه ندارند بر روى کالاى خود يعنى نيروى کارشان قيمت بزنند. بلکه خريدار يعنى کارفرما برايشان تعيين ميکند که کالايشان را به چه قيمتى بفروشند.

اينها چند حقيقت ساده مربوط به دستمزدند. مبارزه براى افزايش جدى دستمزدها به همين دليل حياتى ترين مبارزه کارگرى است. حکومت اسلامى سرمايه داران ميليون ها کارگر را با فاصله زيادى در زير خط فقر نگاه داشته است و براى جلوگيرى از فوران خشم اين چندين ميليون نفر راهى جز تفنگ و گلوله و زندان و شکنجه ندارد. و اين چندين ميليون نفر هم راهى جز به زير کشيدن اين حکومت پيش رويشان نيست. وقتى حتى سخن گفتن از سه برابر و چهار برابر کردن دستمزد کفر باشد، روشن است که براى زنده ماندن و زندگى کردن راهى جز کنار زدن اين حکومت و کل سلطه سرمايه دارانى که در سايه چنين حکومتى دارند بسرعت پروار ميشوند، نميتواند وجود داشته باشد. چرا کارگر بايد به گرسنگى و فقر و محروميت خود و فرزندانش رضايت دهد؟

دستمزد ها بايد فورا و بطور اساسى افزايش يابد!

حتى دستمزد ماهرترين کارگران در بخشهاى صنعتى در سال جارى چيزى در حدود ١٥٠ تا ٢٥٠ هزار تومان در ماه بيشتر نيست. اين کارگران براى پاسخ گويى به نيازهاى اوليه زندگى خود و فرزندانشان ناچارند به اضافه کارى مداوم و يا به کارهاى دوم بپردازند. در شرايط تورم افسار گسيخته و بى مهار که بسيار بيش از آن چيزى است که بانک مرکزى و حکومت اسلامى اعلام ميکنند، دستمزد هيچ بخشى از کارگران پاسخگوى نيازهاى اوليه و اساسى آنها نيست. براى نمونه تامين مسکنى پائين تر از متوسط عملا دوسوم دستمزد را مى بلعد.

با توجه به همه اين واقعيات روشن است که دستمزد کارگران بايد بسيار بيش از آنچه جمهورى اسلامى و کارفرمايان حاضرند به آن تن دهند، افزايش يابد. افزايش دستمزد امر مبرم همه کارگران است. رساندن دستمزدها به سطحى حتى نه قابل قبول ولى قابل تحمل، به مبارزه اى جدى و متحد نيازمند است. بدون اين مبارزه روشن است که تکانى ايجاد نخواهد شد. تغييرى در اوضاع ايجاد نخواهد شد. حتى وضع از اينکه هست بدتر خواهد شد، همانطور که بدتر شده است. تورم در چند سال گذشته باعث شده است که دستمزد کارگران بطور واقعى نه فقط افزايش نيابد بلکه کاهش يابد.

افزايش جدى حداقل دستمزدها امر همه کارگران است. اين افزايش بايد حداقل به ميزانى باشد که زندگى عمومى کارگران را به سطح استاندارد متوسط جامعه برساند. کارگران نبايد از هيچ بخشى از جامعه حقوق و دستمزدى کمتر دريافت کنند. کارگران نبايد آنچنان که معمول است قشر فقير جامعه را تشکيل دهند. کارگر بايد بتواند انسانى زندگى کند. حداقل دستمزد نه فقط بايد به سطح استاندار متوسط جامعه برسد، بلکه هرسال بدون استثنا متناسب با تورم افزايش يابد.

کارگران در عين حال خواهان اين هستند که مرجع تعيين دستمزد و افزايش سالانه آن، نمايندگان منتخب کارگران باشند و نه کارفرمايان و دولت آنها. هيچکس بيش از خود کارگران و نمايندگان منتخب آنها صلاحيت تعيين ميزان دستمزد را ندارد. کارگران بايد پيشروى و قدرت خود را با مبارزه براى به کرسى نشاندن حق تصميم گيرى نمايندگان منتخب کارگرى در حد توان تثبيت کنند.

روشن است که وضعيت معيشتى فعلى کارگران در ايران به بهبودى جدى و اساسى نياز دارد، و اين تنها با مبارزه اى متحد و سراسرى براى عقب راندن دولت اسلامى و کارفرمايان ميسر است. مبارزه براى افزايش دستمزد ها امر همه کارگران است. اين مبارزه اى است بحق و مشروع، با قابليت بسيج ميليونها کارگر در صفى واحد و خواستى واحد که بر کل موقعيت طبقه کارگر در برابر دولت و سرمايه داران تاثيراتى اساسى ميگذارد و فضاى کل جامعه را متحول و دگرگون ميسازد. کارگران کمونيست و آگاه بيشک ميتوانند بيشترين نقش را در به جريان انداختن جنبشى راديکال و سراسرى براى چنين تحولى ايفا کنند.

٢٠ ديماه ٨١