در آستانه اول مه

کارگران، ايتاليا را به تعطيل کشاندند

فاتح شيخ الاسلامى fateh_sh@yahoo.com

سه شنبه ١٦ آوريل اعتصاب يکروزه و سراسرى کارگران در ايتاليا، که گستردگى آن در ٢٠ سال گذشته بيسابقه بود، اين کشور را سراسر به تعطيل کشاند. تنها تپش زندگى در خيابانها، مارشهاى بزرگ کارگران در رم و شهرهاى ديگر بود. اعتصاب و تظاهرات بيش از ١٢ ميليون کارگر، واکنش اوليه و پيشدستانه کارگران و اتحاديه ها به تلاش برلوسکونى براى برداشتن ماده اى از قانون کار بود که اخراج "غيرموجه" کارگر از سوى کارفرما را دشوار ميکند. برلوسکونى با اين کار مى خواهد دست کارفرماها در اخراج کارگران را باز کند، اما بنظر ميرسد دارد بار ديگر دست کارگران براى اخراج خودش از قدرت را باز ميکند (سال ١٩٩٤ هم اعتراضات کارگرى او را از قدرت پائين کشيد).

فاشيسم بمثابه منتهى اليه راست بورژوازى، اول از همه به سنگرهاى حقوق کارگرى يورش ميبرد و آخر کار هم هدفش بيحقوق کردن و به بردگى کشاندن کارگران است. برلوسکونى تاچر را مدل خود کرده است، و طنز روزگار اينکه جانشين ليبرى تاچر، تونى بلر، حامى جدى اوست، طورى که اين حمايت حتى در انگليس داد ليبرى ها و در اروپا داد احزاب سوسيال دمکرات را در آورده است. حمايت بلر از برلوسکونى بخشى از تلاش او براى شکل دادن به يک "محور" راست در اتحاديه اروپا در قبال حقوق کارگرى است. انگلستان تاکنون زير بار قوانين کارگرى اتحاديه اروپا که از ١٩٩١ به اينسو تصويب کرده است نرفته و تلاش بلر براى شکل دادن به اين "محور" راست، بخشى از مقابله او با تحرکات اخير کارگران و اتحاديه ها در آن کشور است که خواهان تسرى قوانين کار اروپا (و ازجمله کاهش زمان کار به ٣٥ ساعت در هفته) به انگلستان هستند. اما بنظر ميرسد که حمايت بلر نتواند برلوسکونى را به مقام تاچر ايتاليا برساند، چون نه زمانه زمانه تاچر است، نه موقعيت کارگران و اتحاديه هاى کارگرى ايتاليا، موقعيت معدنچيان انگليس در ٥-١٩٨٤ است. برعکس، کارگران و اتحاديه هاى کارگرى ايتاليا، با پيشدستى درست و بموقع خود، موقعيتى کسب کرده اند که قادرند نه فقط حکومت برلوسکونى و موئتلفانش را ساقط کنند، بلکه کل آرايش سياسى کنونى هيات حاکمه ايتاليا، موسوم به "جمهورى دوم" را بر هم بريزند و يک فضاى سياسى و مبارزاتى فعال و راديکال به روى جامعه باز کنند.

اين در حالى است که در غياب برخورد فعال احزاب و جريانات سياسى اپوزيسيون در کنار اين حرکت، اين اتحاديه هاى کارگرى هستند که بايد نقش حريف سياسى حکومت برلوسکونى را بازى کنند. مشکل اينجاست که آيا اين اتحاديه ها با سنت ها و سياست تريديونيونيستى شان خواهند توانست اتحاد بزرگ کارگرى اى که در اين اعتصاب به ميدان آمد را حفظ و هدايت کنند و به يک گام پيشروى سياسى و مبارزاتى برسانند؟ قدر مسلم اينکه قدرت نمايى بزرگ طبقاتى کارگران ايتاليا در آستانه اول مه، مى تواند براى جنبش طبقه کارگر در اروپا نويدبخش پيشروى هاى بيشترى باشد و در عين حال مى تواند ضرورت سروسامان دادن به گرايش کمونيستى کارگرى و تلاش براى شکل دادن به احزاب کمونيستى کارگرى در اين جوامع را برجسته تر کند.

١٨ آپريل ٢٠٠٢