مبارزات کارگرى در سال ٨٠

شهلا دانشفر 

در سال ٨٠ در حاليکه دامنه اعتراضات توده اى در جامعه هر روز گسترده تر ميشد و اشکال راديکالترى بخود ميگرفت، ما شاهد جنب و جوش چشمگيرى در جنبش کارگرى بوديم. بويژه از اواسط سال گذشته شتاب اين اعتراضات بيشتر شد و اشکال تعرضى تر بخود گرفت. از سوى ديگر سال ٨٠ سالى پر مشقت براى کارگران بود. بيش از نيم ميليون کارگر ماههاست دستمزدى نگرفته و با طرح بازسازى صنايع نساجى بيش از هزاران کارگر در معرض بيکارى قرار گرفتند.

سال ٨٠ اعتراضات کارگرى در تمامى شهرهاى ايران جريان داشت و موارد بسيارى از اين اعتراضات موفقيت کارگران را بدنبال داشت. کثرت اين اعتراضات و هر روزه بودن آن، تعرضى تر شدن شکل اين اعتراضات در اشکال راهپيمايى، بستن جاده ها و پيکت کردن، برپايى مبارزات فراکارخانه اى و بعضا فرارشته اى و در سطح چند کارخانه، به نمايش گذاشتن نمونه هاى برجسته اى از اتحاد کارگرى، جلب حمايت مردم و خانواده هاى کارگرى از اين مبارزات از جمله صفات ويژه و برجسته ايست که اعتراضات کارگرى در سال ٨٠ را نسبت به سالهاى گذشته متمايز ميکند و بيانگر رشد و پيشروى جنبش کارگرى در ايران است.

تظاهرات معلمان در ديماه سال گذشته يک نقطه عطف تعيين کننده در مبارزات کل اقشار معترض جامعه و در مبارزات کارگرى در سال ٨٠ بود. تظاهرات هزاران نفره معلمان که در رسانه ها و تلويزيون دولتى منعکس شد، به نقطه اميدى جدى در ميان همه اقشار جامعه و در ميان کارگران تبديل شد. معلمان در مبارزاتشان با اعتراض عليه تبعيض و نابرابرى، عليه تحقير، عليه سانسور و خفقان و با خواست هاى حق تشکل و غيره و با راديکاليسم خود بعنوان يک نيروى برابرى طلب، سکولار و چپ در صحنه سياسى ايران ظاهر شدند و حرکت آنها بر ارتقاء و پيشبرد سطح توقع و خواستهاى کل اقشار جامعه و اعتراضات کارگران تاثير گذاشت. حرکت اعتراضى کارگران لوله سازى اهواز با شعار معلم کارگر اتحاد اتحاد، نمونه بارزى از تاثير اين مبارزات بر اعتراضات کارگرى و بر خواستها و شعارهايشان بود. در اين حرکت اعتراضى کارگران به دستمزدهاى معوقه خود و به بى سروسامانى کارخانه معترض بوده و عليه تبعيض و عليه سانسور شعار داده و خواهان افزايش دستمزدهايشان شدند. بدنبال اين اعتراضات کارگران در مبارزاتشان نه تنها خواهان پرداخت فورى دستمزدهاى معوقه خود بودند بلکه خواست افزايش دستمزدها به خواست فورى کارگران تبديل شد.

در سال ٨٠ اعتراضات کارگرى عمدتا در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدها، عليه بيکارى، خواست بازگشت به کار و نيز خواست افزايش دستمزدها در اشکالى راديکال و سياسى انجام گرفت و خود فاکتور مهمى در وضعيت وخيم جمهورى اسلامى بود. مبارزه عليه بيکارسازى ها در صنايع نساجى کشورکه تحت عنوان طرح بازسازى اين صنايع به اجرا گذاشته شد، بويژه در شهر اصفهان و تظاهرات همزمان کارگران نساجى چندين کارخانه در خيابانهاى اين شهر نگرانى و هراس رژيم را برانگيخت.

اشکال اعتراض کارگران

در سال گذشته خبر بيش از سيصد حرکت اعتراضى کارگرى از سد سانسور رژيم گذشت و در روزنامه ها انعکاس يافت و يا مستقيما بدست ما رسيد. اين اعتراضات عمدتا در اشکال تظاهرات و راهپيمايى در سطح شهر، بستن جاده، گذاشتن پيکت و اجتماع مقابل مراکز دولتى از جمله در مقابل مجلس شوراى اسلامى، دفتر رياست جمهورى و مقابل دفتر سازمان بين المللى کار، تحصن و کشاندن اعتراضات به سطح جامعه و حتى انعکاس آن در سطح بين المللى، انجام گرفت.

يک نمونه برجسته اين اعتراضات، اعتراض کارگران نساجى در اصفهان در مراسم اول ماه مه دولتى در اصفهان و جلوگيرى کردن آنها از سخنرانى سهيلا جلودارزاده بود. در اين تظاهرات کارگران در تقابل با تبليغات فاشيستى رژيم و مزدوران خانه کارگر و جلودارزاده نماينده مجلس به حمايت از کارگران افغانستانى شعار ميدادند و با آوردن پلاکاردهايى که بر روى آن نوشته شده بود ما خواهان دستمزدهاى معوقه خود هستيم مراسم دولتى رژيم را بر هم زدند. در تهران نيز کارگران در اين روز با شعارهاى کارگر آگاه است از استثمار بيزار است، آزادى اعتصاب حق مسلم ماست، ما کارگران نژاد پرستى را محکوم ميکنيم، در مقابله با تجمع دولتى در مقابل مجلس تجمع مستقل خود را بر پاداشتند. نمونه ديگر حرکات اعتراضى برجسته سال ٨٠ راهپيمايى همزمان کارگران چندين کارخانه نساجى در شهر اصفهان در مهرماه بود که با پيوستن مردم به صف کارگران در کل شهر و منطقه انعکاس وسيعى پيدا کرد. همچنين تجمع اعتراضى کارگران کفش شادانپور و جامکو در مقابل مجلس اسلامى انعکاس وسيعى در ميان مردم پيدا کرد و در روزنامه هاى دولتى از آن بعنوان بحران کارگرى صحبت شد. و بالاخره نمونه قابل توجه ديگر اعتراضات کارگرى در سال ٨٠ راهپيمايى با شکوه کارگران لوله سازى اهواز در ٣ بهمن ماه بود.

اشکال تعرضى اعتراضات کارگرى در سال گذشته، متکى بودن اين اعتراضات به مجامع عمومى کارگرى و بى اعتبارى شوراهاى اسلامى و خانه کارگر بعنوان نهادهايى آبروباخته و دولت ساخته در اين اعتراضات و ديگر شواهد بيانگر رشد راديکاليسم در راس جنبش کارگرى در ايران است.

اتحاد و همبستگى کارگران

در سال گذشته کارگران در مبارزاتشان اشکال برجسته و قابل توجهى از اتحاد و هبستگى کارگرى را به نمايش گذاشتند. بدنبال تلاش کارگران سنديکاى خبازان در سقز و تلاشهاى کارگران در ديگر شهرهاى ايران براى آزادى محمود صالحى دبير سنديکاى خبازان سقز از زندان و بدنبال کمپين وسيع حزب کمونيست کارگرى ايران در جلب حمايت و پشتيبانى اتحاديه هاى کارگرى در کشورهاى مختلف اروپايى براى آزاد شدن وى، محمود صالحى در ١٩ فروردين ماه از زندان آزاد شد. آزاد شدن محمود صالحى از زندان نمونه برجسته و موفقى از همبستگى و اتحاد کارگرى در سال ٨٠ بود. نمونه برجسته ديگرى از همبستگى کارگرى و پيشبرد مبارزاتى فراکارخانه اى تجمع اعتراضى همزمان کارگران چيت رى و جامکو در مقابل مجلس بود تا جايى که تکرار اين اقدام از سوى کارگران کفش شادانپور و جامکو در تيرماه در همين محل انعکاس وسيعى در سطح جامعه پيدا کرد. در اين سال مجلس به محل برگزارى تجمعات اعتراضى کارگران و به محلى براى جلب حمايت کارگران ديگر و مردم از مبارزاتشان تبديل شده بود.

در موارد زيادى از اعتراضات کارگرى در سال گذشته ما شاهد حمايت خانواده هاى کارگرى و حمايت مردم از مبارزات کارگران بوديم. اين يک ويژگى برجسته اين اعتراضات نسبت به سالهاى گذشته بود. از جمله در تجمع اعتراضى کارگران چيت رى و کارگران کفش شادانپور در مقابل مجلس و در راهپيمايى اعتراضى کارگران نساجى اصفهان و بالاخره نمونه اخير حرکت اعتراضى کارگران کارخانه نساجى رحيم زاده در اصفهان خانواده هاى کارگران نيز شرکت داشتند.

سازماندهى

سال ٨٠ ما شاهد وجود يک جنبش کارگرى پر جوش و خروش و در حال متشکل شدن هستيم. شاهد تشکيل هر روزه مجامع عمومى کارگرى بعنوان ظرف اعتراض کارگران در کارخانجات هستيم. ما شاهد سازماندهى اعتراضات طولانى مدت يکهفته اى و يا بيشتر هستيم. اعتراضاتى فراکارخانه اى که با کشيده شدن به خيابانها و تظاهرات در مواردى ميتواند حمايت مردم و خانواده هاى کارگرى را بخود جلب کند. ما با سازماندهى اشکال متنوعى از اعتراض مانند پيکت، تحصن، تجمع، تظاهرات و بالاخره اعتصاب هاى اخطارى روبروييم. اينها همه نمونه هاى برجسته اى از توان رهبران کارگرى در سازماندهى حرکات اعتراضى کارگرى و گامهاى بزرگى است که جنبش کارگرى ايران در متشکل کردن خود به جلو برداشته است.

برخورد رژيم به اعتراضات کارگرى

در برخورد به مبارزات کارگران در سال گذشته رژيم از يکسو تلاش داشت که با دادن قول و وعده از بهم مرتبط شدن اعتراضات کارگران در کارخانجات مختلف، کشيده شدن اين اعتراضات به مراکز کارگرى ديگر و گسترش آنها جلوگيرى کند و فضا را آرام نگه دارد و از سوى ديگر هر کجا که خطر کشيده شدن اين اعتراضات به سطح شهر و به سطح جامعه محسوس بود به سرکوب فورى متوسل شده و با وارد کردن نيروى انتظامى و دستگيرى و مورد هجوم قرار دادن کارگران تلاش داشت حرکت اعتراضى آنان را بعقب براند. بطور مثال در برخورد به راهپيمايى کارگران نساجى اصفهان و مشاهده خطر گسترش اين حرکت در سطح شهر رژيم با وارد کردن نيروى انتظامى و جلوگيرى از پيوستن مردم به صف کارگران و نيز با سرکوب و دستگيرى، با حرکت اعتراضى کارگران مقابله کرد و با وعده طرح اختصاص بودجه اى اضطرارى در مجلس براى پرداخت دستمزدهاى معوقه کارگران تلاش کرد که موقتا آرامش را برقرار سازد. عين همين عکس العمل را ما از جانب رژيم در برخورد به اجتماع اعتراضى کارگران جامکو و شادانپور در مقابل مجلس شاهد بوديم.

در ماههاى پايانى سال و بدنبال تظاهرات گسترده معلمان با خواست افزايش حقوقها، خواست افزايش دستمزدها در ميان کارگران و اقشار ديگر جامعه به موضوع حادى تبديل شد. از اينرو مساله تعيين ميزان حداقل دستمزدها براى سال ٨١ به معضلى جدى تبديل شد و رژيم را در برخورد با کارگران و خواستهايشان محتاط کرد. اين موضوع يکى از سرتيترهاى مهم روزنامه ها و اخبار رسانه ها را تشکيل ميداد و نگرانى و ترس از اعلام تصميمات دولت در اين رابطه در روزنامه ها و مباحثات واضح و آشکار بود.

سال ٨١ سالى پر تنش براى رژيم و سال مبارزات وسيع و با شکوه مردم و يکسره کردن تکليف خود با رژيم است. از جمله حاد شدن بحث ضرورت تشکل در ميان معلمان و اقشار مختلف جامعه و در ميان کارگران حاکى از آماده شدن و صف آرايى کردن براى اين نبرد تعيين کننده است. با بريايى مجامع عمومى کارگرى و ارتباط با مجامع عمومى کارخانجات ديگر صف فشرده خود را سازمان دهيم.  

١٩ فروردين ٨١