کار نقد، دستمزد نسيه

کارگران دستمزد نگرفته پشتيبانى ميخواهند

کاظم نيکخواه

تخمين زده ميشود که بيش از يک ميليون از کارگران با مسئله دستمزد پرداخت نشده دست و پنجه نرم ميکنند. زندگى بخش زيادى از اين کارگران عملا از هم گسيخته است. امروز و فردايشان معلوم نيست. روز و شبشان معلوم نيست. خانه و سرپناهشان معلق است. زندگى اجتماعيشان از هم پاشيده است. و حسرت و ندارى تمام وجودشان را ميسوزاند. ابعاد فاجعه قابل توصيف نيست. حتى جانيان حاکم بر جامعه

در نزاعهايشان هر روز دارند گوشه هايى از اين تراژدى را بر ملا ميکنند.

اين جنايت آشکار سرمايه داران و دولتشان را نبايد بيش از اين تحمل کرد. صف اعتراض اين کارگران را بايد بى هيچ تاملى تقويت نمود. مسببين اين وضعيت را بايد زير ضرب اقدامى توده اى و کوبنده قرار داد. کارگر نبايد گرسنگى بکشد. کودکان کارگران نبايد گرسنه و از امکانات اجتماعى محروم بمانند.

مسئله به سادگى اينست: اقتصاد ايران تحت حکومت اسلامى سرمايه داران در بحرانى عميق قرار دارد. کارخانه ها زير ظرفيت کار ميکنند. مواد اوليه نيست. بحران سياسى و فساد مالى سراپاى توليد را فلج کرده است. اما تجربه اين را نشان داده است که بخشى از سرمايه داران و مديران دولتى و خصوصى بيشترين پول و ثروت را در موقع بحران بهم ميزنند. اعلام ورشکستگى ميکنند. از تعهداتشان شانه خالى ميکنند. پولها را بالا ميکشند و حسابها و صورت حسابهاى جعلى به جامعه و مقامات ارائه ميدهند. و بعد به نام ديگرى و در جاى ديگرى کسب و کارشان را راه مى اندازند. اين تازه آنجاست که حساب و کتاب و قانونى وجود دارد. در جمهورى اسلامى اوضاع بى حساب و کتاب تر از اينست که سرمايه دار ناچار به حساب پس دادن باشد. مقامات جمهورى اسلامى خود بخشى از همين جريان کلاشى هستند. بعلاوه بخشى از کارگران دستمزد نگرفته مربوط به موسسات دولتى نظير شهرداريها و بنيادها و کارخانجات دولتى ميباشند. و نيروى انتظامى و پليس و ارتش اين حکومت سلاحهايش را به سوى کارگر حق طلب نشانه ميرود.

هيچ دليل و بهانه اى در هيچ شرايطى براى به گرسنگى محکوم کردن بخشى از مردم جامعه قابل قبول نيست. همه ميدانند و مى بينند که پول هست و بسيار هم هست. دولت به گردن بخش خصوصى مى اندازد، بخش خصوصى به گردن دولت. کارگران معترض ميگويند ننگ ونفرت بر هردو! ما کار کرده ايم و حق داريم که نان و مسکن و زندگى داشته باشيم. ما کار کرده ايم و دستمزد برسميت شناخته شده مان را ميخواهيم.

اين کارگران هر روز در گوشه اى و به شکلى اعتراض ميکنند و حق خودرا طلب ميکنند. اين کارگران از عموم هم طبقه ايهاى خويش انتظار پشتيبانى دارند. اين کارگران بحق منتظرند خبر اعتصاب و صدور قطعنامه و اولتيماتوم پشتيبانى از جانب کارگران بخش هاى کليدى صنعت و همه کارگران بشنوند. اين کارگران بحق از همه مردم انتظار پشتيبانى دارند.

وقتى خود سردمداران حکومت جانيان اسلامى در کشاکش و نزاعهاى مابين خويش هر روز از گوشه هايى از اين فاجعه پرده برميدارند راه براى پشتيبانى علنى از اين کارگران باز تراست.

اين حکومت از همين حد اعتراض اين کارگران آشکارا به وحشت افتاده است. صداى پشتيبانى و حمايتى که از گوشه اى ديگر از جامعه بلند شود بى ترديد اين هارا به زانو خواهد انداخت.

اگر بيمه بيکارى و تامينات اجتماعى مناسبى براى کارگران وجود داشت، اگر دولت و جامعه موظف به تامين زندگى افرادش بود، کارگر ناچار نميشد ماه تا ماه کار کند و حقوق نگيرد و بازهم به کارکردن در همان کارخانه و موسسه ادامه دهد. مسبب اين عذاب اليم قبل از هر چيز دولت است. مسئوليت اين وضعيت قبل از هر کس بر دوش جمهورى اسلامى است. دستمزد کارگران بهمراه خسارت تاخير بايد فورا پرداخت شود! اين خواست را ميتوان و بايد هرچه سريعتر به کرسى نشاند.

مبارزه بر سر دستمزدهاى پرداخت نشده امروز توجه تمام جامعه را به خود جلب کرده است. اين مبارزه عليرغم بارها مقابله خشن نيروهاى جمهورى اسلامى فعالانه ادامه يافته و سران حکومت را به فکر چگونگى عقب نشينى در برابر آن انداخته است. اين مبارزه بيشک ادامه خواهد يافت .و جريان تعرضى ترى به خود خواهد گرفت. کارگر دستمزد نگرفته نميتواند ساکت بنشيند. حمايت عمومى کارگران و ساير بخشهاى مردم ميتواند يک عقب نشينى سريع و اساسى را به حکومت اسلامى و سرمايه داران چپاولگر تحميل کند. عقب نشينى اى که اثرات مثبت مهمى بر کل موقعيت کارگران در جامعه و بر کل جامعه خواهد داشت.

٢٥ ژوييه ٢٠٠١