"بحران کارگرى" در برابر مجلس!

مصطفى صابر mosaber@yahoo.com

جمهورى اسلامى هنوز از وقايع سالگرد ١٨ تير در حول دانشگاه خلاص نشده بود که در ٢٤ تير کارگران در جلو مجلس گريبان او را سخت گرفتند. در حاليکه قرار بود که بحث هاى کابينه خاتمى و دعواى جناح ها و زيرجناح ها بر سر تقسيم مقامات دولتى و بحث خر رنگ کن "شرکت زنان در کابينه" در راس خبرها باشد، و از آنسو اعدام و شلاق زدن در ملاء عام، سنگسار و جنايات مخوف دارو دسته هاى اسلامى عليه زنان در مشهد، "نظم الهى" و رعب و وحشت را در خيابان ها برقرار کند، ٢٠٠ - ٣٠٠ زن و مرد کارگر کارخانه هاى جامکو و شادان پور (که بقول کيهان "هنگام اقدام غير قانونى شکستن نرده هاى پيرامون مجلس، حتى به تيراندازى هوايى نيروهاى انتظامى و حفاظتى نيز توجه کردند"!) دستور ديگرى را هم به جمهورى اسلامى تحميل کردند: "بحران کارگرى"!

هيچگاه به اندازه چند روز گذشته مطبوعات جمهورى اسلامى تا اين اندازه در باره "کارگر"، "بحران کارگرى"، "اعتراضات کارگرى"، "جنبش کارگرى" و نظير اينها صحبت نکرده بودند. چرا؟ چون "بحران کارگرى" بحران اقتصادى وسيع و لاعلاج فعلى را تداعى ميکند؛ بر حضور چند صد هزار کارگر در سراسر کشور که براى ماه ها حتى دستمزد نگرفته اند تاکيد ميگذارد؛ و اينکه در پشت سر اينها ميليونها بيکار و گرسنه ديگر وجود دارد؛ و پشت سر اينها ميليونها کارگر شاغل که تا خرخره در فقر ناشى از يک فلاکت مزمن بيست و چند ساله فرو رفته اند و پشت سر اينها ميليونها انسان ديگر که از جمهورى اسلامى به تنگ آمده اند. بالايى ها نگران هستند که "بحران کارگرى" جرقه انفجارى در اين انبار مهمات خشم انسانى از فقر، گرسنگى، بيکارى، فحشاء، تحقير، تبعيض، بى حقوقى، اعدام، سنگسار، جنايت، از حاکميت اسلام و حکومت کثيف و خونخوار آن باشد. "بحران کارگرى" تهديد سرنگونى را در برابر اينها ميگيرد. شبح کمونيسم را در خيابان ها به گشت و گذار در مى آورد.

همه از يکديگر مى پرسند که "آيا اين حرکات سياسى است؟" و بهمديگر جواب ميدهند "فعلا صنفى است" و فورا اضافه ميکنند که "ميتواند سياسى بشود" و "کلاس درس بحران" براى يکديگر ميگذارند. براى دفع شبحى که در پس اين "اعتراضات اقتصادى" نهفته است، جناح هاى مختلف جمهورى اسلامى از يکسو براى "اعتراض ما فقط صنفى است" هورا ميکشند، از سوى ديگر اتفاقا براى سياسى کردن و سياسى جلوه دادن اعتراض کارگران در چهارچوب "نظام" و دعواهاى خود تلاش ميکنند. هر جناح ميخواهد همسوئى خود را با کارگران نشان بدهد و عدم پرداخت ماهها حقوق را به گردن آن ديگرى بيندازد. "عبدى" از يکسو ميکوشد تا اعتراض کارگران را به حساب "توسعه سياسى" دوم خرداد و اينکه "جامعه ما در حال برخوردارى از آزاديهايى است که قبلا وجود نداشته"، بگذارد. از سوى ديگر رذيلانه ميگويد: "شينده ام اينها (يعنى اعتراضات کارگرى) بازى هايى است براى آنکه برخى کارخانه دارها مى خواهند وام کم هزينه دريافت کنند." "شکورى راد" ضمن اينکه ميکوشد حضور کارگران در برابر مجلس را "دادخواهى" و "پناه آوردن" و نه اعتراض قلمداد کند در عين حال کارگران را تشويق ميکند که "جاى مناسبترى براى اعتراض خود" (و منظور او بنياد مستضعفعان است که دو کارخانه جامکو و شادان پور را به بخش خصوصى واگذار کرده است) بيابند. کيهان جناح راستى که بزرگترين تيتر خود را به اعتراض کارگران در برابر مجلس و تصميمات رئيس مجلس اختصاص داده، به سخنان شکورى راد اعتراض ميکند. کيهان ميکوشد تا کارگران را همان "بندگان مسلمان و مستضعف خدا" تصوير کند که "حسين حسين شعار ماست" سر ميدادند، "نماز جماعت ظهر روى چمن ها به جا آوردند"، و به گرسنگى خود و به "بى توجهى مجلس دوم خرداد به اقتصاد" اعتراض دارند! البته اين تلاشها با تکيه بر يک فعاليت دائمى پليسى امنيتى بسيار وسيع و گسترده عليه کارگران و کمونيست ها صورت ميگيرد، که از حراست و انجمن و شوراى اسلامى کارخانه شروع ميشود و به ستادهاى ويژه وزارت اطلاعات و وزارت کار و سپاه و دفتر رياست جمهورى و شوراى امنيت ملى و سرانجام "بيت رهبرى" ختم ميشود.

عليرغم اينها، تبديل شدن "بحران هاى کارگرى" به يک بحث داغ سياسى روز، طرح اعتراض کارگرى در سطح جامعه چنانکه هيچ رسانه اى، هيچ ژورناليست و نيروى سياسى نتواند در قبال آن خود را به نفهمى بزند، دستاوردى بود که بيش از همه با اعتراض کارگران جامکو و شادان پور تداعى ميشود. در واقع اکنون چندين ماه است، بويژه از اول مه امسال به اينسو، که جامعه ايران منظما با اعتراضات راديکال کارگران و زدوخورد خيابانى آنها با نيروهاى رژيم مواجه است. اين اعتراضات، کارگران را بطور عينى ترى به يک فاکتور تحولات سياسى تبديل کرده است. اين قبل از هر چيز به کل طبقه کارگر، بويژه بخش هايى که با مساله مرگ و زندگى عدم دريافت دستمزد روبرويند اعتماد به نفس بيشترى براى اعتراض و اخذ طلبهاى خود مى بخشد. اما همين اعتراضات بر ضرورت اتحاد و بازهم اتحاد تاکيد ميگذارد. کارگرانى که با تعويق دستمزدها روبرويند فقط وقتى ميتوانند در اين جنگ براى بقاء پيروز شوند که نيروى هرچه وسيعترى را در مقابل جمهورى اسلامى قرار دهند. اقدام متحد کارگران نساجى هاى اصفهان در اول مه امسال و چند حرکت ديگر، و حالا حرکات متحد کارگران دو کارخانه در تهران، نشان ميدهد که ميشود بخش قابل توجهى از کارگران آن ٥٠٠ واحد توليدى (يا بقولى ٣ هزار واحد کوچک و بزرگ) را در يک جا و يک محل و با يک خواست، يعنى پرداخت فورى دستمزدهاى معوقه، گردآورد. چنين حرکتى مى تواند کل معادلات را به نفع کارگران و به زيان جمهورى اسلامى تغيير دهد. اما پيروزى پايدار بدون آنکه کارگران شاغل وارد ميدان شوند، قابل تصور نيست. يک سلاح مهم طبقه کارگر اعتصاب و بويژه اعتصابات عمومى و سراسرى است. کارگرانى که اکنون با عدم پرداخت دستمزد روبرويند، از اين سلاح محروم اند. اين سلاح در دست کارگران نفت، ذوب آهن، اتوموبيل سازيها، راه آهن و آب و برق و غيره است. اگر اعتراض اخير کارگران جامکو و شادان پور بتواند در محافل و اجتماعات و مجامع عمومى کارگران و در بين رهبران عملى به تحرکى حول چگونگى عمل متحد و طبقاتى دامن بزند، و زمينه هاى اتحاد وسيعتر را فراهم آورد، يک قدم بزرگ به جلو خواهد بود. کارگران به اين اتحاد نه فقط براى نقد کردن دستمزدهاى معوقه و بهبود فورى اوضاع معيشت خود، بلکه بويژه براى دخالت در اوضاع سياسى و اقتصادى ايران نياز دارند. کارگران براى تامين يک زندگى انسانى و آزاد بايد نه فقط عليه جمهورى اسلامى که عليه کل مناسبات اقتصادى حاکم قد علم کنند و براى نجات خود، کل جامعه را نجات دهند. همه اينها يعنى اينکه کارگران بايد وسيعا و سريعا حول بخش کمونيست خود متشکل شوند!

٢٩ تيرماه ٨٠