دستمزد کارگران را چرا پرداخت نميکنند؟

فاتح بهرامى

پرداخت دستمزد کارگر در جمهورى اسلامى به مساله عجيبى بدل شده است. از کارگر کار ميکشند، توليد انجام ميشود، همه سودشان را به جيب ميزنند ولى دستمزد کارگر را نميدهند! طبق توافق بين کارگر و سرمايه دار قرار است در مقابل نيروى کارى که از کارگر خريده اند بوى دستمزد بدهند، اما در جمهورى اسلامى کارگر براى گرفتن اين دستمزد بايد اعتصاب کند، تجمع و راهپيمائى کند، جاده ببندد و زندانى شود! نزديک به چهار سال است که اين ماجرا تکرار ميشود و دارد کم کم به موضوعى عادى تبديل ميشود.

چرا حکومت اسلامى ميتواند با کارگران اينچنين رفتار کند؟ زير ظرفيت کار کردن بعضى از واحدهاى توليدى، کم سودآور بودن آنها، کمبود نقدينگى و امثال اينها بهانه هائى است که در مقابل اعتراض به عدم پرداخت دستمزدها بطرف کارگران پرتاب ميشود. اما هيچکدام از اينها دليل نپرداختن حقوق کارگران نيست. در مدت چهار سالى که هر روز دستمزد بخشى از کارگران را گرو گرفته اند، همه حقوقشان را گرفته اند. از آيت الله و نماينده مجلس و وزير و رئيس گرفته تا زندانبان و پيش نماز و روضه خوان و پاسدار و نيروى انتظامى نه تنها حقوقشان بتعويق نيفاده بلکه منظما اضافه حقوق و مزايا هم گرفته اند.بنابراين دليل اساسى عدم پرداخت حقوق کارگران از جنبه ناتوانى اقتصادى رژيم نيست. دليل اينست که طبقه کارگر ايران قدرتش را در مقابل اين رژيم و بورژواهاى بى فرهنگش بنمايش نگذاشته و از آن استفاده نکرده است. عليرغم مبارزات هر روزه براى گرفتن دستمزدهاى معوقه، کارگران ايران متحدانه و در سطح سراسرى هنوز گوش اين رژيم را نکشيده اند و بخاطر اين کارنامه کثيف ضد کارگرى گوشمالى اش نداده اند. مادام که اين رژيم با عکس العمل جدى کارگران و نمايش قدرت طبقاتى آنان مواجه نشود، به تعويق انداختن دستمزد کارگران را ادامه خواهد داد. اين رژيم و بورژواهاى حريص و بى فرهنگ آن از بى پرنسيپى و سودجوئى و زيرپا نهادن ابتدائى ترين حقوق مردم چيزى کم ندارند و اگر بتوانند در اين راه هيچ ترديدى بخود راه نميدهند، اينرا هر روز در برخورد به حقوق کارگران دارند نشان ميدهند. اينها در وراى نپرداختن دستمزدها مسائل ديگرى را درباره جنبش کارگرى و تاثيرات اين ماجرا بر روى کارگران و جنبش آنان فهميده اند. مساله بسادگى اينست که جمهورى اسلامى با نپرداختن حقوق کارگران آنها را در يک موقعيت تدافعى و چند گام دورتر از خواسته هاى فورى و اساسى قرار داده است. کارگران بدليل عدم دريافت دستمزدهايشان در تنگناى شديد اقتصادى قرار گرفته اند. گرفتن اين دستمزدها و تامين معاش خانواده به مشغله شب و روز آنان بدل ميشود. با هر وعده اى مجبور ميشوند براى قرض گرفتن و يا پيدا کردن کار موقت ديگرى بقيه وقت آزاد خود را صرف کنند. معمولا در هر جنبش کارگرى، کارگران براى مطالباتى از قبيل افزايش دستمزد، بيمه بيکارى، و مطالبات ديگرى مانند اينها که درجه اى به پيشرفت رفاه آنان کمک کند، مبارزه ميکنند جمهورى اسلامى کارى کرده است که بخشى از کارگران فعلا سرگرم گرفتن حقوق مورد توافق خود رژيم باشند و امکان فکر کردن و پرداختن به مسائل ديگر را نداشته باشند. جمهورى اسلامى تلاش ميکند که اين دورنما، يعنى وضعيت کارگرانى که حقوقشان پرداخت نشده، بعنوان يک سرنوشت و يک الگو جلو آن بخش ديگر طبقه کارگر که امروز حقوقشان سر وقت پرداخت ميشود بگيرد که هوس مبارزه براى مطالبات ديگرى بسرشان نزند و "کلاهشان را بگيرند که باد نبرد".

مساله دستمزدهاى معوقه مساله کل طبقه کارگر است. فقط مشکل آنهائى نيست که امروز دستمزدشان را نداده اند. اولا منظما بخش هاى جديدى از طبقه در معرض اين تعرض قرار ميگيرند. ثانيا علاوه بر فشارهاى خردکننده اقتصادى بر خانواده هاى کارگرى، رژيم از اين حربه در کنار بيکارسازيها بعنوان وسيله اى عليه کل طبقه کارگر استفاده ميکند. هم براى ايجاد تفرقه در ميان کارگران و هم ايجاد مشغله مضاعف براى تامين معاش. کارگران را "به مرگ گرفته اند که به تب راضى باشند".

اين تعرض جنايتکارانه جمهورى اسلامى را بايد سد کرد و اين امکانپذير است. راه پايان دادن به اين تعرض اساسا برپائى جنبش مجمع عمومى است. برپائى و گسترش جنبش مجمع عمومى آن مساله اساسى است که نه تنها به معضل دستمزدهاى معوقه کارگران ميتواند جواب دهد، بلکه به مسائل اساسى ديگر طبقه از جمله تشکل کارگرى و راه دخالت سياسى طبقه کارگر در جامعه را ممکن ميکند.

١٥ تيرماه ٨٠