پنجشنبه،  ۲۹  ارديبهشت ۱۳۸۴ -  ۱۹ مه ۲۰۰۵

    کارگر کمونيست  ۹

               اي ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

جايگاه شکايت و قانون براي گرفتن حق کارگر

نکاتي درباره نامه رفيق مهران بابائي

فاتح بهرامي

رفيق مهران عزيز،

ضمن تشکر از ارسال نامه ات براي کارگر کمونيست، نوشته شما تحت عنوان "نکاتي در مورد پيشبرد کمپين ايجاد تشکلهاي آزاد کارگري" در همين شماره کارگر کمونيست منتشر شده است. در اينجا لازم ميدانم درباره جايگاه قانون و شکايت براي گرفتن حق کارگر به نکاتي اشاره کنم.

قطعا ضرورت دارد که کارگران به قوانين آشنا باشند تا اگر مواردي از قانون حقي را براي کارگر برسميت شناخته است کارگر بتواند در مبارزه اش به آن استناد کند و آنجا که قانون عليه حقوق کارگران است، و اين عموميت دارد، براي تغيير آن دست به مبارزه بزنند. بهمين دليل است که يک وجه مبارزه کارگر همه جا و هميشه مبارزه عليه قوانيني است که دست سرمايه داران و دولت آنها را براي تعرض به حقوق کارگران باز ميگذارد. اما در کنار اهميت آشنائي به قوانين، با توجه به موقعيت فرد کارگر در مقابل قدرت سرمايه و کل سيستم حکومتي، توجه به مکانيزم مبارزه براي گرفتن حق کارگر از سرمايه دار و دولت بسيار مهم و ضروري است. صراحت قانون براي برسميت شناختن حقوق کارگران لزوما برخوردار شدن کارگران از اين حقوق را تضمين نميکند، اينها دو چيز متفاوت هستند. عدم وجود قوانين ناظر بر حقوق کارگران مسلما دست دولتها و سرمايه داران را براي تعرض هرچه بيشتر به حقوق کارگران باز ميگذارد. اما وجود چنين قوانيني، که خود محصول و دستاورد مبارزات قبلتر طبقه کارگر بوده است، هرچند کارگر را در موقعيت بهتري براي گرفتن حقوقش قرار ميدهد اما به اجرا درآمدن اين قوانين عموما به توازن قوا، زور طبقه کارگر، و متشکل بودن اين طبقه گره ميخورد. در جائي مثل ايران که جانوران وحشي اسلامي بر زندگي و هست و نيست مردم حاکم هستند، حتي اگر با ذره بين بشود موادي از قانون را پيدا کرد که ظاهرا حقوقي را براي کارگران برسميت شناخته است، اجراي اين قوانين تماما به اعمال قدرت و مبارزه جمعي و متشکل کارگر بستگي پيدا ميکند. گذشته از اينکه کل قوانين رژيم اسلامي و از جمله قانون کار آن تماما ضد انساني و ضد کارگري است، اتفاقا نقض دائمي آنچه که مربوط به حق کارگر ميشود به يک مساله عادي بدل شده است. مثالها زيادند اما نمونه پديده دستمزد معوقه بحد کافي گوياست. با وجوديکه پرداخت سر وقت دستمزد يک امر بديهي و تصريح شده است اما بتعوق افتادن دستمزد کارگران به يک پديده عادي نزد سرمايه داران بدل شده است. و در اينجا بايد توجه کرد در جائي که دولت مدعي حافظ و مجري قانون به اعتراض کارگراني که دستمزدشان را نپرداخته اند قشون ميکشد و گلوله شليک ميکند، آنگاه امکان گرفتن دستمزد معوقه توسط شکايت فرد کارگر چه جائي پيدا ميکند. حتي ما شاهديم که هر جا اتحاد و مبارزه کارگران بحد کافي قدرتمند نبوده هنوز هم اين دستمزدها پرداخت نميشود. همين مثال نشان ميدهد که چقدر کارگر ميتواند بطور فردي روي شکايت خود به ارگانهاي ضد کارگري حکومت تکيه کند تا حقش را بگيرد.

تا به بحث امکان گرفتن حق کارگر با اتکا به شکايت و دنبال کردن راههاي قانوني برميگردد به چند نکته اساسي بايد توجه کرد: ١- هدف سرمايه دار کسب سود هرچه بيشتر است و تامين اين سود اساسا از طريق استثمار کارگر تامين ميشود. بنابراين از يک طرف سرمايه داران و دولت که نماينده طبقه سرمايه دار است با زبان خوش و به ميل خود تن به قوانين و شرايطي نميدهند که سودشان را پائين بياورد و در نتيجه هر جا بتوانند حتي قوانيني را که در جهت حقوق کارگران مجبور به تصويبش شده اند زير پا ميگذارند. ٢- کارگر منفرد قدرتي ندارد. کارگر اگر متشکل نباشد و اگر از طريق مبارزه متشکل براي گرفتن حقش اقدام نکند، عموما نميتواند با شکايت و با اتکا به حتي قوانيني که حق را به او ميدهد حقوق پايمال شده اش را بگيرد چون زورش به سرمايه دار و دولت نميرسد. بويژه در کشوري مانند ايران که بيحقوقي انسان جزئي از فلسفه وجودي حکومت است، دزدي و رشوره خواري در نهادهاي مختلف حکومتي بشدت رواج دارد، بحران و بن بست اقتصادي و سياسي رژيم همه کاربدستان حکومت و سرمايه داران را وادار کرده است که با عجله هر چه بيشتر کيسه هايشان را پر کنند، و بالاخره اينکه خود دولت هم بزرگترين سرمايه دار است و منفعت مستقيم در بالا کشيدن حق کارگر دارد، آنگاه بايد مطمئن باشيم که در اين حکومت اميدي براي کارگر نميماند که بتواند از طريق شکايت به خود دزد حقش را از دزد ديگر بگيرد. ٣- بايد تاکيد کرد که حق شکايت براي کارگران عملا ارزشش روي کاغذ است. اولا حتي اگر قوانيني مانند مثالهاي شما در جهت استيفاي حق کارگر وجود داشته باشد، در کنار آنها تبصره هائي نيز وجود دارند که بتوان بنوعي زير آن قوانين زد، قانون کار پر از اين تبصره هاست. ثانيا، کارگر حتي اگر دو شيفته کار نکند وقتش را ندارد که دنبال شکايتش را بگيرد. کلا جواب شکايت کارگر را نميدهند و اگر جواب هم بدهند آنقدر او را به اين اداره و آن ارگان پاس ميدهند تا از شکايت خود پشيمان بشود. ثالثا، اگر کار به دادگاه بکشد، کارگر پول ندارد که وکيل بگيرد، و حاج آقاي رئيس دادگاه هم که سبيلش توسط کارفرماي کارگر چرپ شده قطعا حق را به کارگر نميدهد. ٤- تمام مواردي مانند اخراج، بيمه بيکاري، حق سنوات، و بيمه سوانح که در نامه رفيق مهران به آنها اشاره شده و موارد مشابه ديگر مشکل تعداد معدودي کارگر نيست بلکه اينها مسائل و معضلات طيف وسيعي از کارگران است. هر روز دسته دسته از کارگران را اخراج ميکنند، بيمه و حق سنواتشان را نميدهند، دستمزدشان را پرداخت نميکنند، جريمه شان ميکنند، فشار کار را افزايش ميدهند، بخاطر اينکه سود سرمايه دار پائين نياد پولي بابت ايمني محيط کار خرج نميکنند و محل کار را به قتلگاه کارگران بدل کرده اند و دهها معضل ديگر براي کارگران درست کرده اند و سرمايه داران مرتبا زير تعهدات روز قبلشان ميزنند. و با اين وضعيت و اين طيف وسيع کارگران که هر روز حقشان زير پا گذاشته ميشود، نميشود اميد بست به شکايت نزد رژيم سرمايه داران و قوانين ضد کارگريشان.

بحث من اين نيست که کارگر نبايد شکايت کند، اين دست من و شما نيست. حتما تعدادي از کارگران از سرناچاري شکايت ميکنند و حتي ممکن است تعداد بسيار معدودي نتيجه اي هم بگيرند. مساله اينست که اولا کل اين حکومت و قوانين آن ضد کارگري است و بجز زور و بجز اعمال قدرت متشکل کارگر اين حکومت به دادن حقوق کارگران تن نميدهد. ثانيا مکانيزم گرفتن حق کارگر در نظام سرمايه داري بطور کلي و در يکي از هارترين آن در ايران از کانال مبارزه متشکل و راديکال کارگران ميگذرد. در کشورهائي که کارگران در اتحاديه ها متشکل هستند اما سنديکاليسم اساس مبارزه کارگر را در چهارچوب قانونگرائي محصور کرده و تازه زير پا گذاشتن حقوق کارگر و قوانين موجود بسادگي ايران نيست، حتي در اين کشورها اين اتحاديه ها در محدوده قوانين نميتوانند از حقوق کارگراني که نمايندگي ميکنند دفاع کنند، چه رسد به ايران که کارگر بتواند بطور فردي با شکايت نزد مشتي دزد و مفتخور حقش را بگيرد، اين ممکن نيست. کارگران بايد متشکل شوند و براي گرفتن حقشان تنها ميتوانند روي تشکل و اتحاد و همبستگي خود و بکارگيري ابزار قدرتمند اعتصاب حساب کنند.

درباره کميته پيگيري قبلا گفته ام که با توجه به امکان و نيروي محدود اين کمتيه لازم است توجهشان روي متحد کردن رهبران کارگري براي امر تشکليابي کارگران و از اينطريق ايجاد و گسترش مجامع عمومي کارگري متمرکز کنند. درباره ايجاد مرکزي علني با وظيفه خدماتي بايد بگويم که بعيد ميدانم به امر و هدف اين کميته، يعني ايجاد تشکل کارگري، خدمت کند. من از چند و چون امکانات کميته پيگيري براي ايجاد چنين مرکزي اطلاعي ندارم و لذا توصيه اي نميکنم.

--------

نکاتي در مورد پيشبرد کمپين ايجاد تشکلهاي آزاد کارگري

مهران بابائي

خدمت رفيق فاتح با سلام و خسته نباشيد،

با تشکر و تقدير از زحمات شما و با تاييد کامل نظرات شما در مورد کمپين پيگيري ايجاد تشکلات آزاد کارگري ميخواستم چند نکته اي را مطرح کنم. اميدوارم اين نامه را در نشريه کارگر کمونيست درج کنيد.

رهنمودهاي شما کاملا واقعي و انجام شدني است، بخشي از خواسته ها را همچنين ميتوان با اتکا به قانون که حتي در قانون کار هم تعاريف آن آمده است، پيگيري کرد. براي مثال اگر موردي مثل اخراج کارگر از طرف کارفرما پيش آمد ميتوان (اين موضوع صرفنظر از مبارزه ما عليه اخراج) دريافت بيمه بيکاري را با شکايت به وزارت کار دريافت نمود. يا مثلا کارگر در صورت اخراج بجاي حق سنوات يک ماه در ازاي يک سال را ميتوان با طرح شکايت به وزارت کار تا سه ماه در سال افزايش داد. يا مثلا از سال گذشته سازمان تامين اجتماعي اعلام کرده است که بيمه شدگان در صورت وقوع سانحه تنها ميتوانند به مراکز درماني که متعلق به سازمان تامين اجتماعي است براي مداوا مراجعه کنند و اگر به مراکز ديگر بروند هيچگونه مابه التفاوت خسارت به بيمه شده تعلق نيمگيرد. که اين موضوع قابل پيگيري و ميتوان آن را با تلاش قانوني دريافت و به کارگران برگرداند. يا موارد مختلفي که بيمه شده در اختلاف با تامين اجتماعي وزارت کار ميتواند با توسل به قانون و مبارزه قانوني حق خود را بگيرد که تک تک آنرا اگر بخواهيد تفکيک نمود و برايتان مينويسم.

همچنين براي پيگيري اين موارد از طرف کميته پيگيري مطالبات کارگري ميتوان محلي را تعيين تا به مرکزي براي مراجعه کارگران تبديل شود. ايجاد اين چنين محلي مزاياي زيادي دارد. از جمله، محلي خواهد بود براي مراوده وسيع کارگران با همديگر جهت ابراز مشکلات و خواسته هاي خود، آشنايي وسيع با همديگر، تبادل نطر و انتقال زنده اخبار و تجربيات، آشنايي با قوانين کار و حق و حقوق خويش، تنظيم و فورموله کردن مطالبات، ايجاد ارتباط با محافل مختلف کارگري در ساير نقاط کشور، اعلام پشتيباني از مبارزات ساير اقشار جامعه، نظير معلمان، دانشجويان، پرستاران و حتي جمع آوري کمک هاي مالي براي بسياري از کارگراني که در شرايط سختي بخاطر بيکاري بسر ميبرند.

مخلص شما

مهران بابايي

از تهران