پنجشنبه،  ۲۹  ارديبهشت ۱۳۸۴ -  ۱۹ مه ۲۰۰۵

    کارگر کمونيست  ۹

               اي ميل:  kargar_komonist@yahoo.com

     سايت:  www.wpiran.org/kk-index.htm

لمپنيسم شوراي اسلامي، نمايش زبوني بازنده ها!

فاتح بهرامي

يورش سازمانيافته لمپنهاي شوراي اسلامي و خانه کارگر با حضور نيروي انتظامي و حمايت مديريت شرکت واحد به هيات موسس سنديکاي شرکت واحد در تهران هرچند به بهانه "غير قانوني" بودن اين سنديکا صورت گرفت اما عکس العملي به شکست مفتضحانه اين جريان مزدور در اول ماه مه امسال است. استفاده از چاقو و چماق و مضروب کردن منصور اسانلو و ديگر مسئولين سنديکا و غارت اموال و اسناد آن با هدايت و دخالت مستقيم سردمداران خانه کارگر و کانون عالي شوراهاي اسلامي نشانگر نفرت اين مزدوران از کارگران و بازتاب بي اعتباري و منفور بودن اينها در ميان کارگران است. اين تهاجم نمايش زبوني بازنده هائي است که در اول مه در استاديوم آزادي تمام تلاششان نقش بر آب شد و همگيشان بهمراه پدرخوانده رفسنجاني بي آبروتر شدند. حسن صادقي رئيس کانون عالي شوراهاي اسلامي در توضيح اين يورش به نکته درستي اشاره کرد، گفت که اين دفاع از کيان شوراهاي اسلامي بود. چاقوکشي و لمپنيسم و جاسوسي و ضديت با کارگران از همان ابتدا کيان شوراهاي اسلامي بوده است. طبقه کارگر حتما حساب اين مزدوران را کف دستشان خواهد گذاشت.

اما جريان شوراي اسلامي و خانه کارگر از اين ماجرا نه تنها نفعي نميبرد که بيشتر از انتظارشان ضرر خواهند کرد. اولا، اگرچه اينها هيچوقت جائي در ميان کارگران نداشتند، اما ماسکي را که در چند سال اخير به چهره خود زده بودند با اين يورش تماما کنار رفت و چهره واقعي خود را به کارگراني هم که با گذشته اينها آشنا نبودند، شناساندند. اين ماسک عبارت بود از "دفاع" از حقوق کارگر بر مبناي قانون کار ضد کارگري رژيم و ژست مخالفت با طرحهاي خارج کردن کارگران ٥ و ١٠ نفره از شمول قانون کار، و بخصوص در اين اواخر نيز با هدف خودشيريني براي آي ال او و راي جمع کردن براي رفسنجاني دستمزد نصف خط فقر ١٤٦ هزار تومان را توي بوق کرده بودند. ثانيا، تهاجم اخير هم براي خود آي ال او و هم براي موقعيت اينها نزد آي ال او مايه دردسر است. آي ال او اگرچه روي کاغذ طرفدار تشکلهائي است که در عين غير دولتي بودن همچنان کارگر را اسير سرمايه نگه دارد و ابزار به سازش کشاندن کارگر و کارفرما باشد، اما در عمل عموما از شوراهاي اسلامي حمايت کرده است. قبلا هميشه اينها را بعنوان نماينده کارگران به اجلاسهاي خود راه ميدادند، و بجز سفر دور قبلي هيات آي ال او که بجاي شوراهاي اسلامي انجمن هاي صنفي متعلق به برادران همين جماعت در حزب مشارکت را برسميت شناخته بود، بار اخير مجددا و پس از شکست کامل دو خرداديها شوراهاي اسلامي را با تبصره هائي بعنوان نمايندگان کارگران ايران برسميت شناخت. اما حرکت اخير شوراهاي اسلامي، گذشته از توحش ضد کارگري آن، بخصوص بدليل بهانه اي که مطرح کرده اند با مقاوله نامه هاي آي ال او در تضاد ميافتد زيرا "غير قانوني بودن" سنديکاي شرکت واحد را به يک بند قانون کار مربوط کرده اند که بر اساس آن در يک واحد صنعتي و خدماتي تنها يک تشکل ميتواند فعاليت کند که با وجود شوراي اسلامي در شرکت واحد وجود سنديکا را خلاف قانون دانسته اند. آي ال او حتما زير فشار قرار خواهد گرفت و بايد قرار بگيرد که دست از همکاري با مزدوران رژيم اسلامي و برسميت شناسي آنها بعنوان نماينده کارگران بکشد. در مجموع حرکت اخير خانه کارگر و کانون عالي شوراهاي اسلامي ميخ ديگري بر تابوت اين جريان ميکوبد.

اما سردمداران خانه کارگر و شوراهاي اسلامي نه از عواقب اين حرکت خود بي اطلاعند و نه خطري از جانب هيئت موسس سنديکاي شرکت واحد متوجه خود ديده اند که روز روشن مجبور به اين اقدام جنايتکارانه بشوند. مساله اينست که اينها اولا کل موجوديت خود و رژيمشان را در خطر ميبينند، ثانيا در اول مه علاوه بر اينکه کارگران در استاديوم آزادي و تبريز به آنها فهماندند که چقدر نزد کارگران رسوا هستند، بلکه همچنين خواستها و سخنرانيها و قطعنامه هاي چپ و راديکال اول مه تصوير روشنتري را از راديکاليسم جنبش کارگري مقابل اينها قرار داد، و ثالثا مساله مهمتر اينست که طبقه کارگر کلا دارد عرض اندام ميکند و تشکيل مجامع عمومي، عروج رهبران راديکال کارگري، و زمزمه و تحرکهاي کارگران براي متشکل شدن، چشم انداز بيرون انداختن اينها را از محيطهاي کار مقابلشان گشوده است. اين آن واقعياتي است که امثال محجوب و صادقي را به اينجا رسانده است که بدون روتوش نقش هميشگي و قديمي خود را بعهده بگيرند. بعبارت ديگر اين يورش به کارگران شرکت واحد پيامي به کل کارگران دارد و آن گوشزد کردن ظرفيت و نقش باند سياهي خودشان است. دارند ميگويند که پيشاني بندهاي "يا ثار الله" را ميبندند و آماده اند همچون انصار حزب الله به ماموريت بروند. ديگر بصرفه نميبينند که فقط اراجيفي را بعنوان "نمايندگان جامعه کارگري" و "متخصصين امور کارگري" بلغور کنند. اما کور خوانده اند. زبوني اينها از همين يورش که ٣٠٠ نفر اوباش راه افتاده اند تا با حضور نيروي انتظامي چند نفر کارگر شرکت واحد را زير ضرب چاقو بگيرند، نمايان است. اوضاع مثل سابق نيست، برعکس است. دوره تعرض مردم آزاديخواه به کل حکومت و دوره قد راست کردن طبقه کارگر است. اين تهديدها بدادشان نميرسد، کارگران اينها را از کارخانه ها بيرون خواهند انداخت. اين مزدوران بايد منتظر محاکمه خود بجرم جنايت عليه کارگران کمونيست و جاسوسي عليه فعالين و رهبران کارگري و شرکت در سرکوب خونين جنبش کارگري باشند.