kargar_komonist@yahoo.com

پنجشنبه، ۸ ارديبهشت ۱۳۸۴ - ۲۸ آوريل ۲۰۰۵

 کارگر کمونيست   ۸

 

ما هم هستیم

ياشار سهندي

 
  "خوب بیا! این هم از اول ماه مه تان که دولت آن را برسمیت شناخت و تعطیل اعلام کرد! حالا ببینم بر سر چی میخواهید مبارزه کنید!؟" این عین جملات یک فردي است که میخواست "خویشتن خویش" را کشف کند و درست در سالی اينرا فرمودند که در قانون کار اسلامی که در ابتدا حتی کلمه کارگر را برسمیت نمی شناختند مجبور شدند در انتها روز کارگر را تعطیل اعلام کنند. این نظرات طيفي بود که میخواستند "انسان از خود بیگانه" را نجات دهند و عاشق و شیفته کارگر بودند. کارگر از نظر اين طيف کسی بود که "اضافه ارزش" تولید میکند و پول و مال دنیا او را هنوز "فاسد" نکرده بود، و مبارزات کارگران برای بهبود وضعیت زندگی شان را نشانه از خود بیگانگی انسان میدانستند. البته ایشان و شرکا هنوز هم در میان کارگران فعالیت میکنند و خود "ارزش اضافه" را که کارگر تولید میکنند به یغما میبرند، و به معنای واقعی خویشتن خویش را کشف کردند. و البته کارگری را هم که روز اول مه بر سرکار حاضر نباشد توبیخ و اخراج میکنند. چون میدانند که اول مه یعنی کارگر همه چیز را میخواهد و کارگر به جامعه اعلام میکند که ما هم هستیم.

اول ماه مه سند زنده بودن جنبش کارگری ایران بوده و از زمانی که طبقه کارگر در ایران شکل گرفته به یک سند هویتی او تبدیل شده است. اگر دولتها یکی پس از دیگری به سرکوب شدید کارگران پرداختند و بر متن این سرکوب استثمار وحشیانه ای را بر کارگران تحمیل کردند اما کارگران در تمام این سالها اول مه را به هر شکلی بوده بزرگ داشته اند تا زنده بودن خویش را به جامعه اعلام دارند.

اول مه به تعبیری کنگره جهانی طبقه کارگر است. به طریق اولی کنگره ابراز وجود اجتماعی طبقه کارگر ایران بوده و هست. این جنبش در سالی که توانست در خیابان ابراز وجود کند نماینده سرمایه درایران از ترس، خدا را هم کارگر اعلام کرد، از قول پيغمبرشان وعده که دستان کارگر در آتش جهنم نخواهد سوخت، همه روزها را روز کارگر اعلام کردند و "خوف" دادند "اگر یک وقت یک انفجار واقع بشد میان کارگران نه شما خواهید ماند نه ما".

از همانوقت که کارگر در ایران به عنوان یک طبقه در جامعه ظاهر شد به این "پدیده غربی" دو دستی چسبید و از آن پرچمی ساخت تا مهر خود را بر جامعه بکوبد تا اعلام دارد که این ماییم که چرخ جامعه را میچرخانیم، کافی است به خیابان بیاییم تا خدا را از عرش به فرش بکشانیم.

نه رضا شاه نه محمد رضا شاه و نه روح الله هیچکدام نتوانستند این سند هویتی طبقه کارگر را از او بگیرند. این آخری در متن سرکوب دهه ۶۰ حتی مجبور شد که آن را ببرسمیت شناسد و طبقه کارگر نشان داد که این دولت قهار هم شکست پذیر است. در این سالهای اخیر علاوه بر اینکه این طبقه نشان داده که زنده است بلکه میخواهد اداره جامعه را به دست گیرد. در هر جا که هم زنجیرشان به دردسر افتاده اند از همدیگر حمایت کردند. اکنون حمایت طبقه کارگر جهانی را میطلبد و از این حمایت برخوردار است.

این جنبش اکنون گامی بسیار بزرگ برداشته و سهم خود را طلب میکند نه به گدایی بلکه به عنوان کسی که ثروت جامعه به همت او شکل گرفته. جنبش ۴۵۰ هزار تومان سر آغاز حرکتی است که این طبقه میخواهد سرنوشتش را خودش رقم زند و به طبع آن سرنوشت کل جامعه، این جنبش اکنون نه تنها زنده است که اکنون به حرکت درآمده است تا نظم کثیف بورژایی را بر هم زند تا زندگی شایسته انسان را برقرار سازد. اول ماه مه به روزی تبدیل شده که به معنای واقعی طبقات حاکم برخود میلرزند.

زنده باد اول ماه مه

آزادی برابری حکومت کارگری.

۲ ارديبهشت ۸۲