کارگر کمونيست

 شماره ۶ و ۷ -  دى ۱۳۸۳،  ژانويه ۲۰۰۵
Email:  kargar_komonist@yahoo.com
Fax:  001 309 404 1794
 
 

بارقه اى در جنبش کارگرى ايران

نگاهى به اعتصاب کارگران نساجى

حميد تقوائي
  بيش از دو هفته است که اعتصاب پيگير و متحد و استوار کارگران نساجى سنندج ادامه دارد. اين اعتصاب هم از نقطه نظر تداوم و درجه تشکل و همبستگى آن و نحوه مواجهه با دولت و مديريت و هم از نقطه نظر نقش و تاثير حزب کمونيست کارگرى، خصوصيات ويژه و برجسته اى دارد و ميتواند سر فصل جديدى در جنبش کارگرى در ايران باشد. خواستها و مطالبات اين اعتصاب نظير تمديد قراردادهاى کار و استخدام کارگران قراردادى، ارتقا و بهبود شرايط بهداشتى و ايمنى محيط کار، بازگرداندن کارگران اخراجى و غيره مطالبات بر حق و پايه اى کارگران در سراسر ايران است و تا کنون بر سرهمين نوع خواستها اعتراضات و اعتصابات بسيارى در کارخانه هاى مختلف صورت گرفته است. اين خصوصيت گرچه نشانه اهميت سراسرى اين اعتصاب است، جايگاه ويژه اى به آن نميدهد. آنچه به اين اعتصاب ويژگى ميبخشد قبل از هر چيز درجه تشکل و همبستگى کارگران اعتصابى است. تشکيل جلسات متعدد مجمع عمومى در طى اعتصاب و برخورد متشکل و يکپارچه کارگران به دولت و کارفرما با اتکا به مجمع عمومى يک خصوصت بارز اين اعتصاب است. نمايندگان کارگران منظما در مجمع عمومى حاضر ميشوند و نتيجه مذاکرات خود با مديريت و نمايندگان دولت را به اطلاع همه کارگران ميرسانند و نظر کارگران را جويا ميشوند. نمايندگان دولت و مديريت در مقطعى از کارگران خواستند که از هر شيفت چند نماينده براى مذاکره بفرستند، و اين ترفند و کوشش موذيانه اى براى بخش بخش کردن کارگران و تفرقه انداختن بين آنان بود. اما تشکيل جلسات مجمع عمومى کارخانه که کارگران همه شيفتها را در بر ميگيرد و اتکاى نمايندگان کارگران به مجمع عمومى اجازه نداد که دولت و کارفرما در اين تفرقه اندازى موفق شوند. پاسخ کارگران اين بود: اجازه نميدهيم نمايندگان ما را دور بزنيد، هر حرفى داريد به آنها بزنيد. در چند مورد نيز نمايندگان دولت و کارفرما ناگزير شدند مستقيما در مجمع عمومى حاضر شوند و قاطعيت و سازش ناپذيرى کارگران را مستقيما و بدون واسطه تجربه کنند. مسلما نجفى مدير عامل کارخانه که بعد از خط و نشان کشيدن براى کارگران در مجمع عمومى کارگران به گريه افتاد و ناگزير به استعفا شد، اين تجربه تلخ را هرگز فراموش نميکند.

حزب ما هميشه بر امکان پذيرى و مطلوبيت و کارآئى مجامع عمومى کارخانه در مبارز کارگرى تاکيد داشته است و اعتصاب کارگران سنندج، تا همينجا و به هرنتيجه اى منجر شود، يک نمونه برجسته و موفق از نقش و تاثير مجمع عمومى در مبارزات کارگرى را بدست داده است که ميتواند و بايد الگوى اعتصابات و اعتراضات کارگرى در سراسر ايران قرار بگيرد.

ويژگى برجسته ديگر طرح مطالبه پرداخت حقوق ايام اعتصاب و تشکيل صندوق کمک مالى به اعتصاب است. يک نقطه ضعف و پاشنه آشيل اعتصابات کارگرى، بويژه وقتى طولانى شوند، فشار فزاينده مالى به کارگران اعتصابى و خانواده آنانست. تشکيل صندوق کمک مالى و مطالبه حقوق ايام اعتصاب يک اقدام و حرکت آگاهانه براى جبران اين نقطه ضعف است و بايد کوشيد تا به يک سنت جا افتاده در همه اعتصابات کارگرى تبديل شود. مطالبه حقوق ايام اعتصاب در عين حال يک مطالبه تعرضى و رو بجلوست که در صورت همه گير شدن آغازگر فاز تازه اى در مبارزات کارگرى که عمدتا جنبه تدافعى و مقابله با تعرضات دولت وکارفرما دارد، خواهد بود.

بالاخره بايد به تشکيل کميته حمايت از اعتصاب و ابراز پشتيبانى نسبتا وسيع بخش ها و جمع هاى متعدد کارگرى از شهرهاى مختلف اشاره کرد. امروز ديگر اعلام حمايت اتحاديه ها و سازمانهاى کارگرى در خارج کشور از مبارزات کارگرى در ايران، به کوشش حزب ما، به يک نرم و اتفاق متعارف تبديل شده است. در مورد اعتصاب جارى کارگران سنندج نيز تا کنون اتحاديه هاى مختلفى از کشورهاى اروپائى و آمريکاى شمالى حمايت خود را اعلام داشته اند، اما علاوه بر آن و آنچه کمتر سابقه داشته است، حمايت کارخانه ها و جمعهاى مختلف کارگرى در خود ايران از اين اعتصاب است. تا کنون از نزديک به ٢٠ کارخانه از شهرهاى مختلف ايران، از کرمانشاه و آبادان و کرج تا تهران و ساوه و ماهشهر و سقز و تبريز، جمعهاى کارگرى در پيامهاى پر شورى از اعتصاب کارگران سنندج حمايت کرده اند، در مواردى کارگران به نوشتن تومار حمايتى و جمع آورى امضا دست زده اند، و در يک مورد، که نمونه گويائى از مدرنيسم و ابتکار عمل کارگران است، جمعى از کارگران کارخانه شاهو سنندج آهنگى از يک گروه موزيک پاپ غربى را بعنوان همبستگى به کارگران نساجى تقديم کردند. اين درجه از اعلام حمايت و همبستگى هم از لحاظ وسعت و هم اشکال و کيفيت ابراز پشتيبانى، بيسابقه است و نشانه اميد بخشى است از همبستگى و اتحاد مبارزاتى کارگران مراکز مختلف در يک مقياس سراسرى.

اما در کنار اين دستاورها و نقاط قوت، اعتصاب کارگران سنندج از يک نقطه نظر ديگر نيز ويژه و اميد بخش است: از نقطه نظر نقش و تاثير عملى حزب ما و بخصوص حضور و دخالتگرى علنى و اجتماعى حزب بر جريان اعتصاب. حزب و تلويزيون حزب بعنوان سخنگو و تريبون منعکس کننده اين اعتصاب و حامى آن در برابر مديريت و دولت، و عامل راهگشا و رهنمود دهنده به اعتصاب کارگران عمل کرده است و اين در يک سطح علنى و اجتماعى و رو در رو با رژيم اسلامى انجام پذيرفته. تاکنون در موارد متعددى عوامل دولت و مديريت از نقش حزب کمونيست کارگرى در اعتصاب شکوه کرده اند و با اين پاسخ کارگران مواجه شده اند که حق ما را بدهيد تا آنها هم دخالت نکنند! بدون فعاليتهاى ما بيشک خبر و گزارشات اعتصاب در چنين وسعتى پخش نميشد (بقول يکى از مقامات، "اينهمه سر و صدا به پا نميکرد") و اساسا وزن و جايگاه و ابعاد فعلى را در جامعه و در ميان کارگران پيدا نميکرد. اين تجربه، در جنبش کارگرى ايران، يکى از اولين نمونه هاى ظاهر شدن يک پارچه و همبسته کارگران و حزب طبقاتيشان در يک مصاف معين در برابر دولت و کارفرمايان است. اين تجربه بخصوص نشاندهنده توازن قوا و مناسبات جديدى در رابطه بين دولت، طبقه کارگر و حزب طبقه است. در جامعه ايران بيسابقه بوده است که عوامل دولت در در جريان يک اعتصاب و خطاب به کارگران از دخالت يک حزب کمونيست معين صحبت کنند بى آنکه جرات داشته باشند و بتوانند بر آن نام "توطئه" و "دخالت بيگانگان" و غيره بگذارند و در مقابل، کارگران اعتصابى نه تنها مرعوب نشوند و از خود "رفع اتهام" نکنند، بلکه روشن و صريح و قاطع پاسخ بدهند که "حقمان را بدهيد تا حزب کمونيست کارگرى دخالت نکند!" يا بعبارت ديگر "دردتان چيست؟ حزب دارد از حق ما دفاع ميکند"!

در جوامع اروپائى و کشورهائى که کارگران در سطح حزبى و توده اى بسيار متشکل تر از طبقه کارگر ايران هستند حضور و طرح نام احزاب در مذاکرات بين کارگران اعتصابى و دولت و کارفرمايان و برسميت شناسى نقش و دخالت احزاب در اعتصابات امر عادى و هرروزه ايست. ولى در ايران اخنتاقزده ديروز شاهنشاهى و امروز اسلامى، مطرح شدن نام حزب کمونيست در يک اعتصاب جارى بى آنکه کسى بتواند مرعوب کند و بى آنکه کسى مرعوب شود، يک گام بلند بجلو و طليعه دوره تازه اى در مناسبات بين دولت و طبقه کارگر و حزب اوست. اين به نوبه خود نشاندهنده موقعيت قدرتمند چپ و مشخصا حزب کمونيست کارگرى در کل جامعه ايران على العموم و بويژه در کردستان است. اين نشاندهنده نقش و نفوذ حزب ما در يک ابعاد اجتماعى و با استفاده از مکانيسمها و اهرمهاى اجتماعى نظير راديو و تلويزيون است. براى اولين بار، اولين بار نه تنها در ايران بلکه در تاريخ مبارزات کارگرى در سراسر دنيا، يک اعتصاب در حال جريان کارگرى توانست صدا و فرياد اعتراض خود را از تريبون تلويزيون بگوش مليونها نفر برساند، و براى اولين بار رهبران و فعالين يک حزب کمونيست انقلابى توانستند در يک برنامه زنده تلويزيونى چندين ساعت از يک مبارزه جارى کارگران سخن بگويند، حمايت جلب کنند، رهنمود بدهند و با مردم و کارگران در داخل و خارج ايران بطور زنده ارتباط بر قرار کنند. اين اتفاق در يک مقياس جهانى امر بيسابقه ايست. اين دستاورد عظيمى ايست که تکنولوژى امروز، وضعيت سياسى عمومى در ايران، و وجود و حضور حزب راديکال و انقلابى و دخالتگر و موثرى که ميداند چطور بايد اين تکنولوژى را بر عليه نظام سرمايه دارى بکار بگيرد ممکن و عملى کرده است. اين مهمترين ويژگى و نقطه قوت اعتصاب کارگران سنندج، و جنبش کارگرى و طبقه کارگر در سراسر ايران است. نقطه قدرتى که بزودى پرچم سوسياليسم و طبقه کارگر را در پيشاپيش صفوف انقلابى که بزودى فرا خواهد رسيد، به اهتزاز در خواهدآورد.