کارگر کمونيست

 شماره ۶ و ۷ -  دى ۱۳۸۳،  ژانويه ۲۰۰۵
Email:  kargar_komonist@yahoo.com
Fax:  001 309 404 1794
 
 

گفتگو با حميد تقوائى

درباره قرار شورا و جنبش شورائى

   
 

انترناسيونال: يک بخش مهم ادبيات حزب درباره شوراها و جنبش شورائى است. همينطور جنبش شورائى يکى از مولفه هاى هويتى کمونيسم کارگرى است. چرا اين قرار لازم شده است؟

حميد تقوائى: دقيقا به اين دليل که حزب ما هميشه مدافع و مبلغ شورا بوده است و با شوراها و جنبش شورائى تداعى ميشود، ضرورى است در شرايطى که از لحاظ سياسى و توازن قوا شرايط مساعد است پيشقدم تشکيل عملى مجامع عمومى و شوراها باشد. ضرورت قرار شوراها از اينجا ناشى ميشود. اين قرار در واقع از لحاظ مضمونى سياست تازه اى را مطرح نميکند بلکه بر اهميت و مبرميت ويژه دامن زدن به جنبش شورائى و تشکل عملى شوراها در شرايط حاضر تاکيد ميکند. اين تاکيد گذاشتن بر جنبه خاصى از سياستها و اهداف مبارزاتى حزب جزئى از سبک کار و شيوه فعاليت هميشگى ماست. برنامه يک دنياى بهتر و سياستها و شعارهاى حزب بسيار جامع است و عرصه هاى وسيع و متنوعى را ميپوشاند. لذا اين يک جزء هميشگى کار رهبرى حزب است که در هر مقطع اولويتها را تشخيص بدهد و روشن کند که فعاليت عملى حزب در کدام عرصه ها و بر چه شعارها و اهداف مشخصى بايد متمرکز شود. قرار شوراها در واقع اعلام ميکند که دامن زدن به جنبش شورائى و دست بکار شدن براى تشکيل مجامع عمومى و شورا يکى از اين اولويتها در شرايط حاضر است.

انترناسيونال: قرار اشاره ميکند که "با اوجگيرى جنبش سرنگونى عليه رژيم اسلامى سازماندهى توده اى مردم به يک امر روز و عاجل تبديل شده است". آيا سازماندهى توده اى مردم مختص دوره سرنگونى است؟ آيا از اين نکته ممکن نيست چنين استنباط شود که مثلا اتحاديه براى دوره متعارف و شورا براى دوره انقلابى مناسب است؟ منظور چيست؟

حميد تقوائى: قرار بر مبرميت و عاجل بودن سازماندهى توده اى مردم اشاره ميکند. سازماندهى توده اى مردم يک امر هميشگى ماست، ولى در شرايطى که شاهد برآمد و وسعتگيرى بيسابقه مبارزات مردم در بخشهاى مختلف جامعه هستيم، اين وظيفه هميشگى در صدر فعاليتهاى ما قرار ميگيرد و بايد بيش از پيش و با تمرکز و صرف انرژى بيشترى براى عملى کردن آن تلاش کنيم. حزب ما هميشه بر تشکيل مجامع عمومى تاکيد داشته است. مجمع عمومى موثرترين و قوى ترين شکل تشکل مبارزاتى است و شورا در واقع چيزى بجز مجامع عمومى منظم نيست. به اين دلايل حزب ما هميشه ضمن طرح و توصيه و حمايت از انواع تشکلهاى مبارزاتى که کارگران و مردم معترض على العموم ميتوانند و بايد در هر شرايطى تشکيل دهند، مشخصا فعالين و رهبران عملى جنبش کارگرى را به تشکيل مجمع عمومى فراخوانده است.

اين تصور که اتحاديه مختص شرايط متعارف و شورا متناسب با شرايط انقلابى است کاملا اشتباه است. شرايط "متعارف" در ايران کاپيتاليستى، تا زمانيکه طبقه سرمايه دار در هيات سلطنت و يا اسلام و يا هر شکل ديگرى حاکم باشد، چيزى جز اختناق و ديکتاتورى خشن و عريان نخواهد بود و اين شرايط، سازمانيابى توده اى کارگران و مردم نه تنها در شوراها بلکه در اتحاديه ها و يا هر شکل ديگر را بسيار مشکل ميکند. ما نه در نظام شاهنشاهى شاهد شکل گيرى اتحاديه هاى واقعى کارگرى بوديم و نه در جمهورى اسلامى. ديکتاتورى "کار ارزان، کارگر خاموش" هيچ تشکل "متعارفى" را برسميت نميشناسد. بايد براى ايجاد تشکلهاى توده اى کارگرى جنگيد و آنرا به حکومت تحميل کرد. مقطع انقلاب ٥٧ تا خرداد ٦٠ دوره اى بود که انقلاب ديوارهاى اختناق را شکست و شرايطى را بوجود آورد که کارگران و مردم على العموم توانستند در سازمانهاى توده اى متشکل شوند. در اين شرايط همه شاهد بوديم که شوراها عموميت پيدا کرد و به شکل غالب تشکليابى کارگران در کارخانه ها و عموم مردم در دانشگاهها و ادارات و ساير محيطهاى کار تبديل شد. علت اين نبود که انقلاب تنها امکان ايجاد شورا را فراهم کرده بود، و يا در شرايط غير متعارف انقلابى تشکيل اتحاديه ها ممکن نبود. موضوع اين بود که کارگران، و دانشجويان و کارمندان نيز، در اولين فرصتى که براى متشکل شدن بدست آمد، به شوراها روى آوردند. بيشک انقلاب شوراها را در يک سطح وسيع اجتماعى مطرح کرد و مطلوبيت و کارآئى آنرا به توده مردم نشان داد، اما از اينجا نميشود نتيجه گرفت که شورا تنها در شرايط انقلابى ممکن است. نتيجه گيرى درست و واقعى اينست که هرگاه تناسب قوا تشکيل هر نوع سازمان توده اى را در ايران اجازه بدهد کارگران و مردم به شوراها روى ميآورند. در جامعه اختناقزده اى مثل ايران نميشود شرايطى را تصور کرد که کارگران بتوانند اتحاديه هاى واقعى خود را تشکيل بدهند ولى تشکيل شوراها ممکن يا مطلوب نباشد. آنچه تجربه انقلاب ٥٧ بروشنى نشان ميدهد اين واقعيت است که هرگاه بندهاى اختناق سست شود و نفس سازمانيابى توده اى در هر شکلى براى کارگران ممکن شود، ميتوان و بايد تشکيل شوراها را در دستور گذاشت. قرار شوراها وقتى به اوجگيرى جنبش سرنگونى اشاره ميکند از همين واقعيت حرکت ميکند. جنبش وسيع مردم عليه جمهورى اسلامى عملا شرايطى را بوجود آورده است که هم سازمانيابى توده اى مردم و بويژه مجامع عمومى و شوراها را امکانپذير ميکند و هم به آن مبرميت ميبخشد.

نکته مهم ديگرى که در مورد ضرورت دامن زدن به جنبش شورائى در اين شرايط بايد به آن اشاره کرد رابطه شورا و جنبش شورائى با مساله قدرت سياسى است. امروز مساله قدرت سياسى، سرنگونى حکومت و خلاص شدن از شر جمهورى اسلامى يک مساله و خواست عمومى و عاجل اکثريت قريب باتفاق مردم ايران است. در اين شرايط بلند کردن پرچم شوراها و دامن زدن به جنبش شورائى اين زمينه را فراهم ميکند که ايده حکومت شورائى و حق مردم در دخالت مستقيم و بيواسطه در حکومت را بميان توده کارگران و مردم ببريم و تصوير روشنى از جمهورى سوسياليستى بعنوان يک حکومت شورائى در برابر جامعه قرار بدهيم. امروز به يمن مبارزات و فعاليتهاى مستمر حزب روى آورى به افق و آرمان و ايده ها و شعارهاى چپ در جامعه و در جنبش سرنگونى رو به گسترش است. مشخصا در برآمدهاى جنبش اعتراضى مردم ما شاهد طرح شعارهاى چپ در خيابانها هستيم. آخرين نمونه اش طرح شعار "سوسياليسم بپا خيز براى رفع تبعيض" و "سوسياليسم دواى درد مردم" در تظاهرات هفته قبل در تهران بود. بر چنين زمينه مساعدى وظيفه ماست که افق جمهورى سوسياليستى را هر چه ملموس تر و مشخص تر در برابر جامعه قرار بدهيم. بلند کردن پرجم شوراها، تاکيد بر اعمال اراده و نقش مستقيم مردم در حاکميت و به اين اعتبار نقد عميق دموکراسى پارلمانى، نه تنها در مقابل جمهورى اسلامى بلکه همچنين در نقد همه آلترناتيوهاى بورژوائى در اپوزيسيون، اينها همه جزئى از مطرح و توده گير کردن سوسياليسم و جمهورى سوسياليستى در ميان کارگران و اقشار وسيع مردم سرنگونى طلب است. اين يکى از حلقه هاى اصلى در استراتژى حزب براى تصرف قدرت سياسى است.

انترناسيونال: تفاوت شورا بعنوان ارگانهاى توده اى مبارزه مردم و طبقه کارگر و شورا بعنوان ارگان جمهورى سوسياليستى کدامند؟

حميد تقوائى: روشن است که مضمون فعاليت و اهداف شورا بعنوان ارگان مبارزه و ارگان حکومت با هم متفاوتند. يکى تشکلى براى اعتراض و مبارزه عليه کارفرما يا دولت و تحقق مطالبات معينى است و ديگرى پايه حکومت و ابزار اعمال اراده کارگران و مردم بعنوان دولت است. آنچه باعث ميشود هر دو اين نوع تشکلها را شورا بناميم شکل سازمانى آنهاست. شورا اصولا نوعى تشکل است که ميتواند مضمون و اهداف متفاوتى داشته باشد. وجه مشخصه اين شکل تشکل فراگير بودن آن و اعمال اراده مستقيم همه اعضاى آن در تصميم گيريها و عملى کردن اين تصميمات است. اين هم در مورد شورا بعنوان تشکل مبارزاتى صادق است و هم در مود شوراها بعنوان ارگان حکومت. بدنه اصلى و مبناى شورا در هر دو حالت مجمع عمومى اعضاست و همين ويژگى است که اين ارگان را در هر دو ظرفيت به ارگان عمال اراده مستقيم مردم تبديل ميکند، و در هر دو ظرفيت ميتواند بعنوان مناسب و مساعد ترين ظرف تشکيلاتى براى عملى کردن سياستهاى راديکال و سوسياليستى عمل کند. از شورا خودبخود راديکاليسم و سوسياليسم ساطع نميشود ولى شورا و در يک سطح عامتر مجامع عمومى ظرف طبيعى گسترش و توده گير شدن سياستهاى کمونيستى و کسب نفوذ و محبوبيت براى حزبى مثل حزب ماست.

نکته ديگر در فرق بين شورا بعنوان ارگان مبارزه و بعنوان ارگان حکومت، ترکيب اعضا و دامنه شمول اين تشکل است. شوراها بعنوان ارگان حکومت در محل سکونت مردم تشکيل ميشوند و ارگانهائى منطقه اى هستند ولى شوراهاى مبارزاتى در همه سطوح هم در کارخانه ها و محل کار و هم در محل سکونت ميتوانند تشکيل بشوند. اين تفاوت از اينجا ناشى ميشود که حکومت شورائى در جمهورى سوسياليستى بايد کل مردم جامعه را بعنوان شهروند نمايندگى کند و ارگان اعمال اراده تمام شهروندان باشد و لذا تنها ميتواند بر مبناى تقسيمات شهرى تشکيل بشود. در حاليکه شوراهاى مبارزاتى در عرصه ها و محيطهائى شکل ميگيرند که موضوع و مساله اى براى اعتراض وجود داشته باشد يعنى اساسا در کارخانه ها و محيطهاى کار و دانشگاهها و همينطور با پيشرفت و وسعت گيرى مبارزه در محله هاى مسکونى و در سطح شهرها. همانطور که در بالا اشاره کردم وجه مشترک اين شوراها در اتکاى آنها به مجامع عمومى است. و همين خصلت آن را در امر مبارزه و حاکميت هر دو به يک تشکل ايده ال براى فعاليتهاى چپ و کمونيستى تبديل ميکند.

انترناسيونال: معنى عملى و فورى دامن زدن به جنبش مجامع عمومى کارگرى چيست؟ چه اقدامات عاجلى در دستور فعالين و رهبران عملى کارگرى قرار ميگيرد؟ تاکيدها کدامند؟

حميد تقوائى: مجامع عمومى را بايد در دل مبارزات روزمره تشکيل داد. هم اکنون در موارد متعددى در اعتراضات و مبارزات کارگران مجمع عمومى کارخانه و يا بخشى از کارخانه تشکيل ميشود و ميتوان گفت در حال حاضر هر جا کارگران متشکل ميشوند، مجمع عمومى شکل غالب تشکليابى کارگران است. مساله اينست که اولا اين شکل تشکل بايد در سطح گسترده ترى تعميم پيدا کند و کارخانه ها و کارگران بمراتب بيشترى را در بر بگيرد و ثانيا به يک سنت مستمر و پايدار تبديل بشود. در حال حاضر مجامع عمومى تنها در رابطه با يک مساله و مبارزه معين تشکيل ميشوند و با اتمام مبارزه عمر مجمع عمومى هم تمام ميشود. اين وضعيت را بايد تغيير داد. اين کاملا طبيعى و قابل انتظارست که شروع کار مجمع عمومى در يک کارخانه سازماندهى يک اعتراض معين باشد ولى فعاليت و مضمون کار آن بايد از آن اعتراض معين فراتر برود. مجامع عمومى را بايد منضما تشکيل داد و در مورد هر مساله اى که کارگران دارند، حتى اگر نخواهند براى حل آن دست به اعتصاب و اعتراض بزنند، به بحث و تبادل نظر پرداخت. طبعا وقتى اعتراض و مبارزه معينى در جريان باشد مجمع عمومى ضرورت و مطلوبيت خود را بيشتر نشان ميدهد و بهمين خاطر اولين وظيفه رهبران عملى و فعالين جنبش کارگرى شکل دادن به مجامع عمومى در دل مبارزات جارى در کارخانه هاست اما در کنار پايه گذارى مجامع عمومى در دل مبارزات و همپاى آن بايد براى منظم کردن جلسات مجمع عمومى و ادامه کارى آنها نيز کوشيد. يک دستاورد مهم و نشانه موفقيت هر حرکت اعتراضى در يک کارخانه ميتواند تشکيل مجمع عمومى و تثبيت سنت مجمع عمومى باشد. اين بعهده فعالين جنبش کارگرى است که در دل هر اعتراض و مبارزه معين مطلوبيت و ضرروت و امکانپذيرى تشکيل مجمع عمومى را به کارگران نشان بدهند و از کارگران بخواهند که منظما در جلسات مجمع عمومى گرد بيايند. اين امر با توجه به شرايط حاضر و جو اعتراضى که در کارخانه ها و در کل جامعه وجود دارد کاملا ممکن و عملى است. به نظر من اصولا با هر توازن قوائى ميشود مجامع عمومى را تشکيل داد. تناسب قوا بين کارگران و حکومت ميتواند مضمون کار و اهداف و خواستهاى مجمع عمومى را تحت تاثير قرار بدهد ولى نفس وجود مجمع عمومى و تشکيل آن در هر شرايطى امکانپذير است.

نکته ديگرى که بايد بر آن تاکيد کرد علنى بودن فعاليت براى تشکيل مجامع عمومى است. مجمع عمومى خود تشکلى علنى است و مبارزه براى تشکيل آن هم بايد به شکل علنى صورت بگيرد. فعالين حنبش مجمع عمومى بايد شناخته شده باشند و بطور علنى کارگران را به تشکيل مجمع عمومى فرا بخوانند. با فعاليت مخفى نه مجمع عمومى و نه هيچ نوع ديگرى از تشکلهاى توده اى را نميتوان سازمان داد. تاکيد بر علنيت بخشى از بحث حزب و جامعه و هويت بخشى به فعالين چپ در ايران است که يک سياست اعلام شده حزب ماست و در شماره هاى قبلى انترناسيونال به تفصيل توضيح داده شده است. در اينجا لازم ميدانم فقط اين نکته را يادآورى کنم که حتى از نقطه نظر امنيتى و مقابله با پليس سياسى کار علنى شيوه ادامه کار تر و امن ترى از مبارزه است. بويژه در توازن قواى فعلى براى حکومت تعقيب و دستگيرى فعالين سرشناس جنبش کارگرى بسيار مشکل تر از فعالين مخفى است که چون ناشناسند دستگيرى آنها با اعتراض و مقاومت چندانى روبرو نميشود. مورد دستگيرى فعالين کارگرى در سقز در اول ماه مه امسال و کمپين موفقى که براى آزادى آنها به راه افتاد نمونه روشنى از امکانپذيرى و کارآئى فعاليت علنى است. جنبش مجمع عمومى را هم تنها با چنين شيوه اى ميتوان سازمان داد.

و بالاخره بر همبستگى و يکپارچگى فعاليت در دامن زدن به جنبش مجمع عمومى بايد تاکيد کرد. مجمع عمومى در سطح يک کارخانه تشکيل ميشود اما اين امر به اين معنا نيست که فعالين جنبش مجمع عمومى در هر کارخانه تنها هستند. جنبش مجمع عمومى يک حرکت فرا کارخانه ايست و بايد در همبستگى و اعلام حمايت و حمايت متقابل در کارخانه و بخشهاى مختلف جنبش کارگرى به پيش برده شود. کارگران فعال و رهبران عملى در کارخانه ها و بخشهاى مختلف توليدى ميتوانند و بايد در تماس و هماهنگى با يکديگر عمل کنند. در اين مورد هم رهنمودهاى حزب در بحث هويت بخشى به فعالين چپ را بايد مد نظر قرار داد و بکار بست.

انترناسيونال: آيا منظور از اين قرار اينست که در تناسب قواى امروز تشکيل شوراهاى کارگرى ممکن است؟ آيا با اين قرار حزب همين امروز فراخوان تشکيل شوراها را ميدهد؟

حميد تقوائى: همانطور که اشاره شد شورا چيزى بيشتر از مجمع عمومى ادامه کار که منظما تشکيل ميشود نيست. در شرايط امروز تشکيل مجامع عمومى کاملا امکان پذير است اما براى تبديل آن به يک تشکل پايدار به وقت بيشتر و مبارزه همه جانبه ترى نياز هست. نه تنها به اين خاطر که اختناق مانع ماست، و توازن قوا اجازه نميدهد. اين مانع اصلى نيست، بلکه اساسا به اين دليل که فعالين جنبش شورائى به شکل علنى و همبسته عمل نميکنند. پرچم شوراها را بايد علنا در سطح جامعه بلند کرد و تشکيل آنها را در دستور گذاشت. اين خود پيش شرط تغيير توازن قوا به نحوى است که بتوان عملا شوراها را تشکيل داد. تشکيل شورا همين امروز عملى نيست ولى سازماندادن يک جنبش قدرتمند با خواست و براى برپائى شوراها همين امروز و فورا عملى است. تنها کافيست فعالين جنبش کارگرى سنتهاى دست و پاگير مخفى کارى را به کنار بگذارند و براى سازماندادن جنبش شورائى بر مبناى رهنمودهاى حزب در بحث حزب و جامعه در ايران دست بکار بشوند. حزب ما تمام توان خود را در خدمت اين امر بکار خواهد کرفت.

انترناسيونال: شعار "زنده باد شورا" و "پيش بسوى تشکيل شوراها" چه پيامى دارد؟ منظور چيست؟

حميد تقوائى: شعار "زنده با شورا" يک شعار آرمانى و استراتژيک است. اين شعار در يک سطح عمومى و اجتماعى مطلوبيت شوراها و نقش و اهميت آن در مبارزه کارگران و مردم عليه جمهورى اسلامى را بيان ميکند. اين شعار به شورا بعنوان ارگان حکومت سوسياليستى نيز اشاره دارد. شعار "زنده باد شورا" در کنار شعار "زنده باد جمهورى سوسياليستى"، بيانگر نوع و شيوه حکومت در اين جمهورى است. "زنده باد شورا" يعنى نه به دموکراسى پارلمانى، نه به حکومت و بوروکراسى ما فوق مردم، و نه به کليت ماشين دولتى بورژوائى. از اين نقطه نظر در شرايطى که مساله دولت و قدرت سياسى به يک معضل عمومى اجتماعى تبديل شده، شعار "زنده باد شورا" در امر سازماندهى و رهبرى جنبش سرنگونى و انقلاب جايگاه تعيين کننده اى دارد. هم از اين نقطه نظر و هم بخاطر نقش تعيين کننده اى که شوراها در مبارزات همين امروز کارگران و توده مردم ميتوانند داشته باشند شعار "زنده باد شورا" يکى از شعارهاى اصلى حزب ما در اين دوره خواهد بود.

شعار "پيش بسوى تشکيل شوراها" معناى مشخص تر و عملى ترى دارد. اين شعار هدف معين تشکيل شوراها را اعلام ميکند و فعالين و رهبران عملى کارگران و مردم را فرا ميخواند که براى رسيدن به ان هدف دست بکار بشوند. همانطور که در سئوال قبلى اشاره کردم اين هنوز لزوما بمعناى تشکيل فورى شورا نيست ولى به اين معنا هست که جنبش شورائى را ميتوان همين امروز و فورا سازمان داد. اينکه شوراها عملا کى تشکيل ميشوند تماما به فعاليت و شيوه "پيشروى ما بسوى تشکيل شوراها" بستگى دارد. بدون فعاليت آگاهانه و نقشه مند براى برپائى شوراها، شورائى در کار نخواهد بود.

انترناسيونال: براى تشکيل شوراها اصولى قائل هستيد، مثلا شوراها بايد حتما از پائين تشکيل شوند؟ چرا شبکه اى از فعالين کارگرى در يک صنعت معين و يا مجموعه صنايع يک منطقه نميتوانند پيشقدم تشکيل شوراها شوند؟

حميد تقوائى: شورا سازمانى مبتنى بر مجمع عمومى است اما شوراها لزوما از پائين و از دل مجمع عمومى تشکيل نميشوند. اين کاملا ممکن است، و در تجربه انقلاب ٥٧ هم اين را شاهد بوديم، که فعالين جنبش شورائى در سطح يک کارخانه و يا يک صنعت و رشته توليدى شورا را اعلام کنند و بعد توده کارگران را به پيوستن به شورا فرا بخوانند. مجمع عمومى در واقع بدنه اصلى و ساختار تشکيلاتى شوراست و نه لزوما پيش شرط تشکيل آن. روشن است که در صورتيکه شرايط آماده نباشد اعلام شورا روى کاغذ خواهد ماند، اما در صورت فراهم بودن شرايط در بسيارى از موارد تشکيل هياتهاى موسس و اعلام شورا تشکيل مجامع عمومى را تسهيل ميکند و کوتاهترين و سريعترين راه براى تشکيل شوراهاست. همه بحث بر سر همين تشخيص درست شرايط و به موقع عمل کردن است. به نظر من در جامعه اى که هر يکى دو هفته يکبار شورشهاى شهرى اتفاق ميافتد، و يا کانونهاى دفاع از کودکان در شهرهاى مختلف تشکيل ميشوند، اعلام شوراها و سپس مبتنى کردن آنها بر مجمع عمومى هدفى دور از دسترس نيست. لااقل در شهرهاى کردستان که موازنه قواى مساعد ترى براى اعتراض و مبارزه وجود دارد تشکيل هياتهاى موسس شوراها و اعلام شورا در کارخانه ها و يا رشته هاى معينى از توليد کاملا امکانپذير است.