کارگر کمونيست

 شماره ۳ -  مهر ١٣٨٢، اکتبر ٢٠٠٣
Email:  kargar_komonist@yahoo.com
Fax:  001 309 404 1794
 
 
عليه بيکارى متحد شويم
محمود قزوينى
کارگران و مردم زحمتکش در ايران، فقط زير خط فقر زندگى نميکنند، فقط جسم و روحشان از ساعات کار سخت و طولانى فرسوده نميشود، فقط کودکانشان براى تامين معاش به کار روى نمى آورند، فقط در بى مسکنى و عدم بهداشت و درمان رنج نمى برند، فقط از دريافت همان دستمزد ناچيز هم محروم نيستند. بلکه بخش وسيعى از طبقه کارگر و مردم زحمتکش ايران در اثر بيکارى وسيع به فقر مطلق رانده شده اند. بيکارى، بخش وسيعى از کارگران و خانواده اش را به تباهى روحى و جسمى کشانده است. آمار بالاى اعتياد، وجود کودکان خيابانى، فحشا و ... همه از تبعات اين بيکارى وسيع مى باشند.

بنا به آمار دولتى رقم بيکارى به ٣/١٦ درصد رسيده است. صحبت از ٦ ميليون بيکار است. اگر هر خانواده کارگرى را ٤ نفر حساب کنيم حدود ٢٥ ميليون نفر در ايران بدون هيچ نوع تامينى دارند زندگى مى گذرانند. بنابر گفته صفدر حسينى وزير کار و امور اجتماعى رژيم اسلامى، بين گروههاى سنى از ٢٢ تا ٢٩ سال از هر سه نفر يکنفر بيکار است. به اين رقم ٦ ميليونى بيکاران بايد کارگران فصلى را نيز افزود که رقم قابل توجهى از طبقه کارگر ايران را تشکيل مى دهند. بيکارى در ايران آنقدر گسترده شده است که در مشاغلى هم که معمولا به دليل تخصص بالا وجود بيکارى در آن رشته ها معمول نيست، بيکارى وسعت يافته است. مثلا بنا به آمار دولتى ٣٣ هزار دکتر و ماما و پرستار و ٤٤ هزار مهندس کشاورزى بيکارند.

اهميت مبارزه عليه بيکارى

بيکارى نه تنها موجب تباهى روحى و فيزيکى بخشى از طبقه کارگر ميشود، بلکه به رقابت در ميان طبقه کارگر و بخشهاى مختلف آن دامن ميزند. براى همين مبارزه بر عليه بيکارى يکى از اساسى ترين عرصه هاى نبرد طبقه کارگر بر عليه طبقه سرمايه دار است. طبقه کارگر براى از ميان برداشتن رقابت و پراکندگى در ميان خود و براى ايجاد اتحاد و تشکل خود بايد بطور دائم عليه بيکارى بجنگد. طبقه سرمايه دار با استفاده از اهرم بيکارى شرايط سختترى از زندگى و کار را به کارگران تحميل ميکند و رقابت را در ميان آنان دامن ميزند. تصور يک طبقه کارگر قدرتمند و متشکل بدون چيره شدن بر معضل بيکارى مقدور نيست. طبقه کارگر هم براى گذران زندگى روزمره خود و هم براى مبارزه براى رهايى کامل از يوغ سرمايه، بايد در کشمکش بر سر حل معضل بيکارى طبقه سرمايه دار را تسليم خود سازد، هزينه بيکارى در جامعه بايد به دوش طبقه سرمايه دار باشد.

پاسخ رژيم جمهورى اسلامى به معضل بيکارى چيست؟

رژيم جمهورى اسلامى از ابتداى موجوديت خود با به گلوله بستن و به خون کشيدن تظاهرات بيکاران در اصفهان و با حمله اوباشان خود با چاقو و قمه به تجمعات بيکاران در سراسر ايران پاسخ و روش برخورد خود را به مساله بيکارى داد. بيکارى در رژيم جمهورى اسلامى نه تنها از اقتصاد، بلکه از سياست نيز سرچشمه ميگيرد. جمهورى اسلامى رژيم متعارف سرمايه دارى ايران نيست. فلسفه وجودى اين رژيم، سرکوب انقلاب و جنبش آزاديخواهانه کارگران و مردم بود و امروز با اوج گرفتن جنبش سرنگونى و به ميدان آمدن مردم براى سرنگونى حکومت، همه تلاش رژيم و از جمله سياستهاى اقتصادى اش در خدمت وقت خريدن براى به تعويق انداختن مرگ خود است. ابعاد بسيار گسترده بيکارى در ايران، نه تنها ريشه در نظام سرمايه دارى جهانى و کارکرد سرمايه براى کسب مافوق سود در حوزه بازار کار ارزان، بلکه ريشه در بيرون افتادن ايران از حوزه بازار جهانى سرمايه دارد. بيکارى در ايران، ريشه در خود رژيم جمهورى اسلامى نيز دارد.

اگر سرمايه دارى بطور کلى راه حلى براى پايان دادن به بحران بيکارى ندارد، رژيم جمهورى اسلامى راه حلى براى تحفيف مرحله اى اين بحران نيز ندارد. جمهورى اسلامى با بحران اقتصادى و سياسى عميقى روبروست و مردم براى پايان دادن عمر آن به ميدان آمده اند. هر قدر هم رژيم جمهورى اسلامى کار ارزان در اختيار سرمايه قرار دهد، سرمايه براى انباشت و سودآورى به چنين بازار نامطمئنى روى نمى آورد. جمهورى اسلامى که از دايره بازار جهانى سرمايه بيرون افتاده است، عليرغم بازگشائى بازارهاى جديد بروى سرمايه جهانى، مانند بازار اروپاى شرقى، نمى تواند حتى با جلب سرمايه خارجى اين بحران را تخفيف دهد. بيکارى در ايران با حيات رژيم اسلامى گره خورده است و مبارزه بر عليه بيکارى، مبارزه اى بر عليه وجود رژيم جمهورى اسلامى است. پاسخ رژيم جمهورى اسلامى به معضل بيکارى پاسخى است که اين رژيم در فروردين سال ٥٨ به تظاهرات بيکاران در اصفهان و به حرکتهاى اعتراضى عليه بيکارى از بدو به روى کار آمدنش داد. يعنى سرکوب خشن، يعنى گلوله و زندان و اعدام. اما اوضاع عوض شده است. اگر جمهورى اسلامى در سالهاى ٥٨ تا ٦٠ در حال استقرار بود، امروز در حال اضمحلال است. رژيم اسلامى نميتواند بسادگى از تاکتيک معمول خود يعنى سرکوب بهره جويد.

درس آموزى از جنبش عليه بيکارى در سالهاى ٥٨ تا ٦٠

پس از سرنگونى رژيم سلطنتى، جنبش سراسرى عليه بيکارى شکل گرفت. اين جنبش با حرکتهاى اعتراضى مانند تظاهرات و تحصن در مقابل وزارت کار و استاندارى ها و ادارات کار به ميدان آمده بود. "کار کار کار اين است شعار بيکار" و مطالبه حق بيکارى (بيمه بيکارى) خواست و شعار اصلى اين جنبش بود که حول آنها خود را متحد و متشکل ميساخت. اين جنبش، با همه تلاشهاى فعالين آن نتوانست به يک تشکل سراسرى دست يابد. سازماندهى بيکاران براى دستيابى به حقوقشان براى اقدامات روزمره اعتراضى رو به پيش انجام ميگرفت و تشکل پايدار اساسا در دستور کار جنبش بيکاران و فعالين آن قرار نگرفت. شوراهاى بيکاران اينجا و آنجا شکل گرفت اما مدت عمر آنها خيلى کوتاه تر از تشکلهاى کارگران در فابريکها بود.

اين جنبش در آنزمان عليرغم قدرتمندى و راديکاليسم آن نتوانست مطالبه و خواستى را به کرسى بنشاند. ميتوان گفت در همه شهرها در راس جنبش بيکاران فعالين کمونيست و راديکال قرار داشتند. عليرغم اينکه اين جنبش سراسرى بود و برخى از چهره هاى اين جنبش در سطح سراسرى شناخته شده بودند، اما ارتباطات و سازماندهى بيکاران بطور محلى و بى ارتباط با يکديگر صورت ميگرفت. دولت بازرگان و کل رژيم جمهورى اسلامى براى مقابله با اين جنبش دو تاکتيک را در پيش گرفت. رژيم در کنار سرکوب بيکاران و انداختن عناصر اوباش خود در همه شهرها به جان بيکاران و به گلوله بستن و به زندان افکندن فعالين اين جنبش، با دست گذاشتن بر يک نقطه ضعف جنبش بيکاران، توانست در آن دوره بر اين جنبش فائق بيايد. جنبش بيکاران در همه شهرها در درجه اول بر خواست کار ميکوبيد و مطالبه بيمه بيکارى بطور جدى طرح نشد و در سايه قرار گرفت. در تهران، کرج، قزوين، سنندج، اصفهان و در ميان کارگران پروژه اى جنوب و.. که جنبش بيکاران قدرتمند بود متاسفانه خواست شغل پيشتر از بيمه بيکارى طرح ميشد. در بسيارى از تجمعات و تشکلات، خواست بيکاران به اين شکل فرمولبندى شده بود "براى ما کار فراهم کنيد و اگر کار نيست بيمه بيکارى بدهيد". رژيم جمهورى اسلامى با نرمش نشان دادن در مقابل خواست فراهم آوردن شغل، در واقع با دست به سر کردن و دنبال نخود سياه فرستادن بيکاران، توان جنبش بيکاران را از آن گرفت. اين در حالى بود که جنبش بيکاران در آن دوره آنقدر قدرتمند بود که در همه جا خواستهاى سياسى مانند حمايت از جنبش مردم در کردستان و آزادى تشکل و غيره را طرح ميکرد و با اشغال ادارات کاريابى به تشکل و مرکزيت خود قدرت ميبخشيد. اما رژيم جمهورى اسلامى در آن دوره با نقشه به پاى بيمه بيکارى و چک و چانه زدن بر سر بيمه بيکارى با کارگران نرفت. رژيم جمهورى اسلامى اينجا و آنجا با دست به سر کردن کارگران و فرستادن شمارى از آنها بر سر کار چند روزه و چند ماهه توانست با تفرقه ميان کارگران، ضربه سنگينى به جنبش بيکاران بزند. اين درسى است که جنبش بيکارى بايد از مبارزات آن دوره بر عليه بيکارى بگيرد و اينبار با خواست روشن و شفاف بيمه بيکارى مکفى براى همه افراد بيکار جامعه به ميدان بيايد. بايد بر مکفى بودن بيمه بيکارى تاکيد شود. بايد در مقابل بهانه بودجه نداريم ايستاد و گفت از هزينه ارتش و سپاه و وزارت اطلاعات و کميته هاى امر به معروف و نهى از منکر و دزدى هاى ميلياردى و حقوق هاى ميليونى تان بزنيد. همه افراد جامعه بايد تامين کامل داشته باشند و هيچ بهانه اى نبايد پذيرفته شود.

يک نقطه ضعف ديگر جنبش عليه بيکارى در آنزمان اين بود که عليرغم پشتيبانى کارگران شاغل از مبارزات کارگران بيکار، خواست بيمه بيکارى به مطالبه طبقه کارگر تبديل نشده بود.

درس آموزى از يک نقطه قوت مهم جنبش بيکارى براى پيکار امروز جنبش بيکاران ضرورتى حياتى دارد. يک نقطه قوت مهم جنبش عليه بيکارى در سالهاى پس از انقلاب، روى آورى به جنبش مجمع عمومى و شورايى بود. تا آنجا که تشکلى در اين جنبش شکل گرفت اساسا بر مبناى مجمع عمومى و شورا بوده است. همه تصميمات در مجمع عمومى و با تکيه بر اراده خود شرکت کنندگان در مجمع عمومى ها گرفته ميشد و نمايندگان منتخب به طور مرتب به مجمع عمومى گزارش ميدادند.

امروز طبقه کارگر ايران، بايد با درس گيرى از جنبش شورايى و مجمع عمومى پس از انقلاب، دست به تشکيل شوراهاى واقعى خود بزند. خواست بيمه بيکارى مکفى بايد در همه مجمع عمومى ها طرح شود. بيکاران بايد با تشکيل اجتماعات خود، خواست بيمه بيکارى مکفى را طرح کنند. تجارب تشکيل مجمع عمومى ها در مقابل ادارات کار و استاندارى ها، ميتواند در تشکل يابى سريع بيکاران آموزنده باشد.

بيمه بيکارى مکفى همين امروز

همانطور که قبلا توضيح دادم رژيم جمهورى نه ميتواند و نه ميخواهد به مشکل بيکارى پاسخ دهد. مبارزه بر عليه بيکارى بايد مطالبه اش را بر بيمه بيکارى مکفى براى همه افراد بيکار جامعه قرار دهد. اين خواست بايد به يکى از خواستهاى اصلى کل طبقه کارگر ايران تبديل شود. مبارزه بر عليه بيکارى، فقط مربوط به بيکاران نيست. بيکارى شترى است که هر آن ممکن است دم خانه هر کارگر شاغل بخوابد.

بنا بر اظهارات خود سران رژيم هيچ راه حلى براى بيکارى وسيع و رشد فزاينده آن در رژيم جمهورى اسلامى متصور نيست و ابعاد فاجعه انگيز فقر و فلاکت ناشى از آن ميليونها نفر را به تباهى ميکشاند. سران رژيم جمهورى اسلامى به طور مرتب به يکديگر درباره خطرى که از جانب بيکارى رژيم اسلامى را تهديد ميکند هشدار ميدهند و ميگويند اگر اين سيل به حرکت در آيد همه چيز را نابود خواهد ساخت. روزنامه اعتماد جديدا نوشت "اگر فکرى به حال بيکارى نشود، انفجار و بحران اجتماعى را بدنبال خواهد اشت." کارگران و مردم به تجربه در طى سالها دريافتند که رژيم جمهورى اسلامى خود عامل بيکارى و فقر و فلاکت است. مردم علت بيکارى و فقرشان را در هيبت خامنه اى و خاتمى و يزدى و شاهرودى و غيره ميبينند. اين ترس سران رژيم از به حرکت درآمدن اين سيل بنيان کن واقعى است. "انفجار و بحران اجتماعى" ناشى از بيکارى که مطبوعات و سران رژيم مرتب ورد زبانشان است، خود به اندازه کافى گوياست که مبارزه بر عليه بيکارى امروز نيروى عظيمى را براى سرنگونى رژيم اسلامى به حرکت در مياورد و جمهورى اسلامى را يکقدم ديگر به سرنگونى نزديک ميسازد.

شرايط سياسى در ايران طورى است که سرنگونى جمهورى اسلامى در دستور روز مردم قرار دارد. بايد خواست "بيمه بيکارى مکفى همين امروز" به مطالبه و شعار همه مردمى تبديل شود که دارند رژيم جمهورى اسلامى را به زير ميکشند. خواست بيمه بيکارى مکفى بايد روز اول پس از سرنگونى رژيم به قانون جامعه تبديل شود و به اجرا در آيد. کارگران و مردم بايد سرنگونى جمهورى اسلامى را به يک انقلاب بر عليه بيکارى تبديل کنند. نه تنها جمهورى اسلامى، بلکه هيچ نظم سرمايه دارانه ديگرى پاسخى به معضل بيکارى ندارد. فقط يک جمهورى سويساليستسى ميتواند معضل بيکارى را همراه با نظم سرمايه دارى آن براى هميشه به گور بسپارد.