صفحه نخست : روزنامه :گزارش اجتماعي
نگاهي به زندگي کارگران در عسلويه
جزيره يي ميان دلارهاي نفت و گاز
حميد رضا ابراهيم زاده

«براي اينکه اينجا دوام بياري بايد عاشق اين لوله ها باشي.» عينک سياهي که آفتاب گرم زمستاني در آن مي درخشد را روي چشم هايش مي کشد که از زور نور خورشيد پينه بسته اند. پارچه سفيدي که با لکه هاي سياه گلدار شده را سïر مي دهد روي دماغ و دهان تا شايد از شر اين همه دودي که پالايشگاه ها مي سازند خلاص شود و براي آخرين باري که نگاهم مي کند جمله يي را تکرار مي کند که در عسلويه خيلي شنيده مي شود؛ «اينجا آخر دنياست.»

عسلويه زمستان ها سرد نيست. مي توان با خيال راحت زير باد کولر گازي شربت خنک نوشيد و در استخر روباز شرکت نفت و گاز پارس شيرجه زد، البته اگر مدرک دانشگاهي ات را همراه آورده باشي؛ وگرنه کارگران عسلويه که در ماه سر جمع 300 هزار تومان حقوق مي گيرند در جهنم تابستان هاي عسلويه درست در بالاي دکل 40 متري به عرق کردن عادت دارند. ميدان گازي پارس جنوبي 8 درصد منابع گازي دنيا را در خود جاي داده است ولي اين ميدان عظيم گازي مهمان ناخوانده يي دارد که 10 سال زودتر از ايران بهره برداري را آغاز کرده است و اگر ايران عجله نکند طرفي از اين ثروت عظيم نخواهد بست. به همين دليل است که 60 هزار کارگر روز و شب در عسلويه کار مي کنند تا 24 فاز پالايشگاه گاز بسازند.

در حال حاضر ارزش تقريبي هر بشکه ميعانات گازي تقريباً 50 دلار است که فروش سالانه آن در زمان راه اندازي تمام فازها نزديک به 13 ميليارد دلار ارزش افزوده را نصيب ايران مي کند. يک سال و نيم فروش ميعانات گازي هزينه ساخت پالايشگاه ها را برمي گرداند.ذخاير ميدان عظيم پارس جنوبي،گنجينه يي بسيار ارزشمند است که بايد با سرعت فوق العاده زياد از آن بهره برداري کرد ، زيرا اين ميدان بين ايران و قطر مشترک است و شريک ما به شدت در حال استفاده از اين ذخاير است. سرعت بهره برداري البته مشکلاتي را نيز ايجاد کرده است که بايد براي کاهش آنها تلاش کرد.

اين اطلاعات را ماجدي مدير روابط عمومي شرکت نفت و گاز پارس مي گويد که معتقد است وجود تاسيسات استخراج و پالايش گاز باعث رفع محروميت و فقرزدايي از منطقه شده است و به علت ايجاد اشتغال و گسترش صنعت توريسم دستاوردهاي آن شامل حال کمتر از دو هزار نفر بومي ساکن در منطقه شده است.

کارگران ايراني شاغل در عسلويه ماهي 24 روز کار مي کنند تا 6 روز به مرخصي بروند. با اين حال محمود کارگر تبريزي اين منطقه هر سه ماه يکبار شايد به خانه اش سري بزند زيرا «با وجود اين حقوق که نمي توان با هواپيما سفر کرد، با اتوبوس هم که کل مرخصي را بايد در راه گذراند. در نتيجه هر سه چهار ماه يک بار مي توان به خانواده سري زد.»

زماني که شرکت هاي کره يي، مالزيايي، فرانسوي و روسي فازهاي ابتدايي اين منطقه را مي ساختند هر کارگر ايراني براي يک ماه کار بين پانصد تا ششصد هزار تومان حقوق مي گرفت در حالي که از زمان به دست گيري کار ساخت توسط پيمانکاران ايراني اين حقوق به سيصد هزار تومان کاهش پيدا کرده است.

محمود اما به همين هم راضي است به شرطي که حقوق اش را سر هر ماه دريافت کند در حالي که به نظر او «قرادادهاي يک ماهه با کارگران فرصت هر گونه اعتراضي را از بين برده است و کارگران مجبورند حقوق شان را با چند ماه تاخير دريافت کنند.»

هوشنگ طاهري نماينده مدير طرح فازهاي 6 ، 7 و 8 شرکت نفت و گاز پارس جنوبي معتقد است؛ «بعضي از پيمانکاران حقوق کارگران را دو سه ماه دير پرداخت مي کنند اما ما کميته يي تشکيل داديم که هر هفته با پيمانکاران جلسه دارد تا حقوق کارگران به موقع پرداخت شود.» طاهري پيمانکار اصلي را در اين ميان بي تقصير مي داند زيرا «پيمانکاران دوم و سوم هستند که حقوق کارگران را دير پرداخت مي کنند.»

بسياري از کارگران عسلويه در هواي آلوده که با وجود دودکش هاي عظيم پالايشگاه ها منطقه را تيره کرده است وضعيت جسماني خوبي ندارند. يارعلي بچه شيراز يکي از مشکلات منطقه را نبود امکانات رفاهي مي داند و معتقد است؛ «هيچ گونه امکانات تفريحي در اينجا براي کارگران ساده وجود ندارد و با وجود دوري از خانواده و کار بسيار سنگين برخي به مواد مخدر پناه مي برند.»

طاهري اين موضوع را مورد تاکيد قرار مي دهد، با اين حال مي افزايد؛ «بايد وسايل شادي و تفريح کارگران را مهيا کنيم ولي برخي تحمل شادي ديگران را ندارند و برخي نيز تنگ نظرانه باعث از بين رفتن فرصت هاي شادي در کارگران مي شوند.» وي وجود مشکل استفاده از مواد مخدر در اين منطقه را در جاي ديگري نيز ريشه يابي مي کند و مي گويد؛«توزيع مواد مخدر در اين مناطق ظاهراً به صورت تشکيلاتي و منظم صورت مي گيرد.»

هنگامي که از يارعلي در مورد وجود ماموران وزارت کار و تامين اجتماعي در کارگاه ها مي پرسم، مي گويد؛ هر روز ماموراني از طرف وزارت کار و ديگر سازمان ها سرکشي مي کنند ولي ما تغيير چنداني در شرايط خود حس نمي کنيم. شايد در همين راستا است که طاهري نيز نظارت بيشتر دولت بر پرداخت حقوق ها را طالب است چراکه «اگر دولت بر پرداخت حقوق ها نظارت بيشتري داشته باشد بسياري از اين مشکلات حل مي شود.»

کارگران عسلويه نه تنها از امکانات رفاهي محرومند که وضعيت سکونت و معيشت خوبي نيز ندارند. محمود کمپ را فقط محلي براي خوابيدن کارگران خسته مي داند که بايد بساط پيک نيک دوستان را به کناري بزند که جايي براي خوابيدن پيدا کند.

حسين بدوي مدير پروژه يکي از شرکت هاي مشغول در طرح توسعه ميدان گازي پارس جنوبي وضعيت کمپ کارگران را پيش از اصلاحاتي که وي انجام داده چنين تشريح مي کند؛ وضعيت کمپ به قدري بد بود که نيروها انگيزه کار نداشتند. وجود ساس و شپش و کمبود غذا بزرگ ترين مشکلاتي بود که سعي کرديم آنها را حل کنيم.

وي که در تلاش است دست کم وضعيت کمپ کارگران تحت نظارت خود را سروساماني دهد، مي افزايد؛ کمپ را سمپاشي کرديم و تمام پتوها را عوض کرديم. براي هر نفر صابون و پودر رختشويي در نظر گرفتيم و در يک اقدام ضربتي تمام گازهاي پيک نيکي را از کمپ جمع آوري کرديم.

در شهر کوچک اما پرجمعيت «عسلويه» و «نخل تقي» بر ساخت و سازهاي مردم نظارتي وجود ندارد و هر کس مي تواند چند طبقه به خانه خود اضافه کند يا فروشگاهي را در کنار خيابان داير کند و حتي بنزين آزاد ليتري 500 توماني به مردم بفروشد. بگذريم از اينکه زمين هاي اين منطقه که روزي در ازاي مرغ و خروس خريد و فروش مي شد اين روزها ميليارد ها تومان ارزش دارد تا آنجا که چندي پيش يک قطعه زمين حدود 300 متري معادل سه ميليارد تومان فروخته شد.

تهديد شرايط زيست محيطي

هوشنگ طاهري نماينده مدير طرح هاي فازهاي 6 ، 7 و 8 نفت و گاز پارس جنوبي درباره فضاي دود گرفته و سياه رنگ عسلويه که تنفس در آن به سختي صورت مي گيرد، مي گويد که «ما تمام تلاش خود را انجام مي دهيم تا با استفاده از تکنولوژي هاي جديد ميزان آلودگي هاي زيست محيطي را در اين منطقه کم کنيم. با اين حال برخي اوقات به خصوص شب ها گوگرد موجود در گاز را مي سوزانند که اين گوگرد وارد فضاي منطقه مي شود.»

محيط زيست منطقه عسلويه به دليل وجود مرجان هاي خود مورد توجه است. با اين حال چند سالي است که سازمان هاي زيست محيطي وجود اين مرجان ها را به دليل گرم شدن و شورتر شدن آب دريا در معرض خطر مي دانند. طاهري در اين زمينه مي گويد؛ در اين منطقه آب شور دريا شيرين مي شود و براي خنک کردن دستگاه ها از آن در داخل سايت استفاده مي شود که اين موضوع باعث تبخير قسمتي از آب و گرم و شورتر شدن آب بازگشتي به دريا است.

اما رضا مستاجران قائم مقام طرح توسعه فاز هاي 9 و 10 شرکت نفت و گاز پارس جنوبي وجود آلودگي در پسماند گازهاي سوخته را در فازهاي قديمي عنوان مي کند زيرا به گفته وي«هر فاز جديد داراي استانداردهاي زيست محيطي پيشرفته تري است که سازمان زيست محيطي بين المللي، سازندگان را ملزم به رعايت آنها کرده است.»

وي گفته همکار خود را به هيچ وجه تاييد نمي کند که گرم تر و شورتر شدن آب دريا باعث از بين رفتن مرجان ها و به تدريج حيات دريايي منطقه مي شود چراکه معتقد است؛ آب مصرفي در سايت ها تا 5/1 کيلومتر به وسيله لوله وارد دريا مي شود که هم سرد مي شود و هم به محيط زيست اطراف ساحل صدمه يي وارد نمي کند.

يک کلينيک براي 60 هزار کارگر

عسلويه و نخل تقي دو روستايي که به علت حضور شرکت هاي نفتي امروز به دو شهر با 60 هزار نفر جمعيت تبديل شده اند، فقط يک کلينيک تخصصي دارند که اين درمانگاه به گفته دکتر علي اکرم حقيقي رئيس درمانگاه منطقه ويژه پارس در موارد اضطراري وظيفه ثابت نگاه داشتن علائم حياتي بيماران را دارد تا به نزديک ترين بيمارستان انتقال پيدا کنند.

اين درمانگاه داراي مرکز اورژانس، کلينيک تخصصي، مرکز بيماري هاي داخلي، قلب و سي سي يو است که هدف از استقرار آن مداواي بيماران اورژانسي و پايدار کردن شرايط حادثه ديدگان است تا به مراکز پشتيبان که نزديک ترين آنها 70 کيلومتر از عسلويه فاصله دارد انتقال يابند. اين درمانگاه نيروهاي رسمي، پيمانکاري و افراد بومي را پذيرش مي کند که متوسط مراجعه افراد به اين مرکز در شبانه روز بين 80 تا 130 نفر است.

دکتر حقيقي با اعلام اينکه در شش ماهه نخست سال در اين مرکز 103 مورد عمل جراحي انجام شده است، مي افزايد؛ تمامي خدمات درماني را در اين منطقه وزارت نفت برعهده گرفته است در حالي که وزارت بهداشت که مسووليت اصلي را در زمينه بهداشت برعهده دارد، تنها يک مرکز بهداشتي روستايي در اين منطقه مستقر کرده است.وي با اشاره به اينکه تامين اجتماعي مرکز درماني در منطقه عسلويه و نخل تقي ندارد، مي گويد؛ در حالي که 66 درصد مراجعان به اين درمانگاه افراد تحت پوشش بيمه هاي تامين اجتماعي هستند، تامين اجتماعي خدمات درماني را ارائه نمي دهد. البته در اين زمينه وزارت نفت فشار آورده که وارد کار شوند، با اين حال هنوز اقدامي صورت نگرفته است.حقيقي آمار حادثه ديدگان شش ماه نخست امسال را 1505 مورد عنوان مي کند که شامل شکستگي استخوان و ضربات مختلف است. با اين حال اين مرکز فقط«امکانات بستري کردن بيماران اورژانسي را دارد.»دکتر حقيقي علاوه بر رياست درمانگاه عسلويه عضو ستاد مبارزه با اعتياد استان بوشهر نيز هست. به همين دليل درباره گسترش استفاده از مواد مخدر در اين منطقه مي گويد؛ کميته سلامت، بهداشت و درمان شرکت نفت وظيفه جلوگيري از افسردگي و اعتياد در محيط کار را عهده دار است اما امکانات ما در اين زمينه بسيار محدود و ناکافي است.

وي از انجام تحقيق روي افسردگي و اعتياد کارگران اين منطقه از طرف وزارت بهداشت خبر مي دهد و تاکيد دارد؛ ما اعتياد را يکي از بيماري هاي شغلي در اين منطقه مي دانيم، بنابراين هدف ما پيشگيري است.

درمانگاه تحت رياست دکتر حقيقي متخصص روانپزشک و طب کار دارد. با اين حال به گفته وي«هيچ کس در اينجا براي ترک اعتياد مراجعه نمي کند» اما مراکز ديگري نيز در اين زمينه وجود دارد؛ ستاد مبارزه با مواد مخدر چهار مرکز ترک اعتياد در اين منطقه در نظر گرفته است که تاکنون دو مرکز آن راه اندازي شده است. علاوه بر اين در پتروشيمي گروه هاي غيردولتي فعال هستند و روانشناسان ما آنها را راهنمايي مي کنند.

دکتر حقيقي با اين همه تاکيد دارد که در اين منطقه آماري از ميزان اعتياد وجود ندارد ولي ادامه مي دهد؛ اينجا هم مثل همه مراکز پرجمعيت اعتياد وجود دارد. هيچ تحقيق علمي در اين منطقه در اين زمينه صورت نگرفته است ولي ما مي دانيم در اينجا مشکل بزرگي وجود دارد.

وي بيشترين دلايل گرايش به مصرف مواد مخدر را در عسلويه «استرس هاي ناشي از کار، دوري از خانواده و نبود امکانات تفريحي و رفاهي» عنوان مي کند و مي افزايد؛ بسياري از کساني که وارد اين منطقه مي شوند در دسترس هيچ کدام از واحدهاي بهداشتي نيستند.

حقيقي با اشاره به اينکه پروژه هاي بزرگ بايد از نظر اجتماعي و آسيب هاي وارد به کارکنان بررسي شوند ولي در اين منطقه به علت حضور رقيب قطري اين مطالعات انجام نشده است، ادامه مي دهد؛ شرکت هاي خارجي براي کار در اين منطقه ابتدا از مراکز درماني بازديد مي کنند، پايه هاي اجتماعي و زيرساخت هاي ارتباطي را مطالعه مي کنند و بعد سرمايه گذاري مي کنند.

سرمايه فراموش شده اجتماعي

بررسي وضعيت اجتماعي منطقه عسلويه از ديد يک جامعه شناس جالب توجه است. دکترحسين ايماني عضو هيات علمي دانشگاه تهران در مورد وجود آسيب هاي اجتماعي در اين منطقه مي گويد؛ اولويت اول در اين مناطق استفاده از نيروهاي بومي است زيرا تعلقات اجتماعي کارکرد مهم شان کنترل اجتماعي است. وقتي فرد در يک محيط آشنا قرار مي گيرد که ديگران او را مي شناسند بسياري از ارزش ها و هنجارها را رعايت مي کند.

اين جامعه شناس با اشاره به اينکه در محيطي که افراد با هنجارهاي متفاوت وارد آن مي شوند هيچ مکانيسم کنترل اجتماعي وجود ندارد، مي افزايد؛ اين موضوع باعث ازهم گسيختگي اجتماعي مي شود که مي توان آن را از طريق آموزش تا حد زيادي کنترل کرد در حالي که متاسفانه اين آموزش ها در محيط کار صورت نمي گيرد و همه آموزش ها در راستاي افزايش مهارت هاي کار است.

وي در ادامه به تجربه کشورهاي غربي اشاره مي کند چرا که در اين کشورها «برنامه هاي آموزشي معطوف به ارتقاي مهارت هاي اجتماعي افراد است و آنها علاوه بر آموزش مهارت کار به کسب تجربه هاي زندگي نيز توجه زيادي دارند.»

ايماني وجود شرايطي براي ديدار کارگران با خانواده شان يا ايجاد زمينه نزديکي افراد به يکديگر را از راهکارهاي کاهش آسيب هاي اجتماعي مي داند و معتقد است؛ سرمايه اجتماعي که در اثر نزديک تر شدن افراد به همديگر ايجاد مي شود بهترين شيوه براي کاهش افسردگي هاي ناشي از کار و مبارزه با اعتياد است.وي سازوکارهايي که کارگرها را به عنوان ماشين در نظر مي گيرند، فراموش شده مي داند و مي گويد؛ بايد به فرد احترام گذاشته شود تا محيط کار باعث بالندگي او شود نه اينکه آسيب هاي مختلف را گريبانگير او کند.اين جامعه شناس با اشاره به مدل هاي مرسوم مديريت نيروي انساني در دنيا مي گويد؛ مديريت ژاپني افراد را به گروهاي کوچک تقسيم مي کند تا از ظرفيت هاي آنان استفاده کند. مديريت امريکايي با توجه به فرديت کارگران آنها را تشويق مي کند و شرايط ديدار آنها با خانواده شان را مهيا مي کند و مديريت اروپايي تعلقات اجتماعي و ارتباطات خانوادگي را گسترش مي دهد. بايد براي شرايط اجتماعي متفاوت الگوهاي مطالعه شده فراهم شود که متاسفانه ما شاهد چنين اتفاقي نيستيم.

نيمه پنهان پايتخت اقتصادي ايران
مونا قاسميان

عسلويه تا پيش از سال 1378 روستايي با جمعيتي کمتر از دو هزار نفر و يکي از ده ها روستاي تابعه شهرستان کنگان بود. با استقرار تاسيسات پالايشگاهي در منطقه عسلويه، اين روستا به «بخش» ارتقا يافت و به جمعيت ساکن در اين منطقه حدود 60 هزار نفر نيروي کار که بيشتر آنها را کارگران مجرد تشکيل مي دادند، افزوده شد. شروع استقرار تاسيسات صنعتي در اين منطقه، باعث رفع مشکل بيکاري در منطقه استان بوشهر و حتي بخش هايي از استان هاي مجاور شد. با اين وجود، مشعل هاي پالايشگاه هاي منطقه که يکي از در آمدهاي اصلي براي کشور نيز به شمار مي آيد باعث آلودگي شديد محيط زيست در منطقه شده است.

عسلويه به پايتخت اقتصادي ايران معروف است. اما مردمي که در مهم ترين منطقه اقتصادي ايران زندگي مي کنند از داشتن امکانات اوليه زندگي محرومند.

در عسلويه درجه حرارت در تابستان گاهي به بالاي 50 درجه مي رسد با اين وجود مردم آب قابل شرب ندارند. سالها است که مسوولان به مردم منطقه وعده مي دهند که به زودي در لوله هاي آب شهر به جاي آب شور، آب شيرين و قابل استفاده جريان خواهد يافت اما تاکنون چنين اتفاقي رخ نداده است.

در گرماي هواي عسلويه شير آب را باز مي کنم و به صورتم مي زنم و کمي مزه مي کنم. مزه وحشتناک و سوزش چشمانم باعث مي شود که حس کنم با آلوده ترين آب زمين صورتم را شسته ام. با يکي از بوميان منطقه به سراغ آب انبارهايي در حومه شهر مي رويم که در کنارش تانکر هاي آب پارک کرده اند. آبي که در آب انبارها نگهداري مي شود هيچ حصاري ندارد و بوي بد آن را از فاصله چند متري مي توان حس کرد. درون آب مي توان حشرات مرده و پلاستيک هاي معلق در سطح آب را ديد. اين آب قابل شرب منطقه است که توسط اين تانکر ها به دستگاه هاي آب شيرين کن برده مي شود. مزه آبي که از آب شيرين کن ها تهيه مي شود نيز متفاوت و طعم دار است.

به علت اجبار در استفاده از اين آب، مردم منطقه اکثراً دچار بيماري هايي نظير سنگ کليه، سوزش چشم، ناراحتي هاي پوستي و غيره هستند. دکتر غلامي که چند سالي است تنها دکتر روستاي چاه مبارک در نزديکي عسلويه است، مي گويد؛ بيماري هاي حساسيتي، قلب و عروقي شايع ترين بيماري هاي منطقه است.

مردم به علت زندگي کردن در محيطي که در سطح آن مواد گوگردي و شيميايي پراکنده است بعد از مدتي به همه اين بيماري ها دچار مي شوند. وي نبود آب سالم را بزرگترين مشکل مردم عسلويه و روستا هاي اطراف مي داند و ادامه مي دهد؛ مردم به انواع بيماري هاي انگلي به دليل استفاده از همين آب مبتلا هستند.

وقتي از او درباره استفاده از آب شيرين کن ها مي پرسم، تاکيد مي کند؛ اين دستگاه ها هم آلودگي خاص خودشان را دارند. آنها آب شور و غير بهداشتي را تا حدي تصفيه مي کنند. اما در اين دستگاه ها بعد از مدتي براده آهن و سربي که در لوله ها به کار رفته باعث به وجود آمدن خيلي از بيماري ها نيز مي شود.

دکتر غلامي که حدود 6 سال است سابقه کار در منطقه را دارد وجود انواع آلرژي در ميان کودکان را بسيار شايع مي داند که نسبت به سال هاي گذشته 5 تا 6 برابر شده است. وي درمان اين بيماري ها را که به علت زندگي کردن در اين محيط به وجود آمده است تنها درماني موقت مي داند که در بعضي مواقع آسم و بيماري هاي قلب و عروقي باعث مرگ بيماران مي شود. دکتر غلامي تنها راه جلوگيري از اين فجايع انساني را استفاده مردم از آب سالم و هواي سالم مي داند.

با وجود اين آلودگي هاي شديد آب و هواي منطقه در عسلويه بيمارستاني وجود ندارد. سه سال است که مردم منتظرند ساختمان نيمه کاره تامين اجتماعي روزي به پايان برسد و آنها مجبور نباشند براي بيماري هاي جدي به شهر هاي ديگر بروند. در حال حاضر شهر تنها مجهز به يک بهداري است.

وجود مشعل هاي هميشه روشن در اين منطقه را مي توان عامل اصلي آلودگي شديد هوا دانست. سوختن اين مشعل ها باعث پراکندگي گوگرد به ميزان زياد در هواي منطقه مي شود. اما مسوولان باز هم تنها وعده مي دهند که به زودي براي اين مشعل ها فيلتر قرار مي دهند اما مشخص نيست که اين زمان کي فرا مي رسد.

در يک برخورد منطقي نمي توان صورت مساله را پاک کرد و براي جلوگيري از آلودگي محيط زيست، پالايشگاه نساخت بلکه ضمن اينکه پالايشگاه را مي سازيم بايد با به کارگيري فيلتر، ايجاد فضاي سبز و راهکارهاي ديگر از آلودگي هوا و آب منطقه کاست.

نوسانات شديد برق در منطقه يکي ديگر از معضلات جدي است که باعث مي شود در روز براي ساعاتي برق منطقه قطع شود. اين در تابستان يعني تحمل گرماي شديد بين 40 تا 50 درجه براي مردم بومي عسلويه.

در حالي که مردم عسلويه در بزرگ ترين منطقه توليد انرژي در جهان زندگي مي کنند، در اين منطقه لوله کشي گاز وجود ندارد و مردم بايد هر چند وقت در انتظار ماشين هاي حمل کننده کپسول هاي گاز باشند. جالب است که از عسلويه براي کشورهاي ديگر گاز صادر مي شود اما نه براي مردم شهر.

زنان بومي عسلويه
سيما آبگينه

در کوچه هاي عسلويه که قدم بزني به ندرت زني را با نقاب با چادر عربي مي بيني که در حال گذر است.

استفاده از نقاب در ميان زنان جنوبي ايراني مخصوص زناني است که ازدواج کرده اند و دختران اين مناطق از نقاب استفاده نمي کنند.

هر منطقه در جنوب و کشورهاي حاشيه خليج فارس نقاب متفاوتي دارد که از شکل آن مي توان منطقه زندگي زنان را متوجه شد. زنان بومي اين مناطق به دو زبان فارسي و عربي حرف مي زنند. همه اين زنان خانه دار هستند، زود ازدواج مي کنند و زود بچه دار مي شوند. هيچ تفريحي ندارند و معمولاً تمام روزهايشان را در خانه مي گذرانند.

دلهره اصلي زنان بومي ازدواج هاي متعدد است که همچنان در ميان مردان وجود دارد. فريده يکي از زنان بومي اين منطقه مساله چندهمسري را در حال حاضر کمي سخت تر مي داند و با اين وجود هنوز هم در ميان مردم بومي تعدد زوجات رايج است. اگر اينجا زن جواني به دليل ازدواج دوم همسرش طلاق بگيرد يا ديگر نمي تواند ازدواج کند يا بايد همسر مرد بسيار پيرتر از خودش شود. به همين دليل زنان بومي چون چاره يي ندارند وجود همسر دوم و سوم را قبول کنند.

در عسلويه زنان بومي اصلاً به تنهايي به مراکز خريد نمي روند. فريده که از کودکي اينجا بزرگ شده، براي اولين مرتبه است که من را به همراه همسرش در اين مراکز همراهي مي کند. او دليل اين امر را وجود فرهنگ حاکم در منطقه مي داند که خريد کردن يک زن بومي را به تنهايي نمي پسندد. در اکثر مواقع مردان نيز ترجيح مي دهند زنان شان در خانه باشند و آنها برايشان لباس و وسايل ديگر را تهيه کنند.

لباس بومي زنان عسلويه پيراهن هاي رنگي و بلندي است که در زير آن شلوار مي پوشند. آنها زماني که در خانه تنها هستند از روسري هاي بلندي که دور سر خود مي پيچند استفاده مي کنند و حتي زماني که همسران شان هم در خانه حضور دارند روسري هايشان سرشان است. وقتي از فريده مي خواهم که برايم توضيح دهد، مي گويد اين رسم و سنت است. هميشه مادرم و تمام زن هاي اطرافم را از بچگي به اين صورت ديده ام و خودم هم مانند آنها از روسري در تمام مدت استفاده مي کنم. هيچ هتلي در پايتخت اقتصادي ايران براي مسافران عادي وجود ندارد. اگر اين فرصت برايم پيش نمي آمد امکان نداشت بتوانم در چند روز از نزديک با زندگي زنان بومي منطقه آشنا شوم. مردم بومي عسلويه بسيار مهمان نوازند و آرام. مردمي که با وجود زندگي در منطقه يي ثروتمند در فقر کامل به سر مي برند. زنان آرامي که تمام روزهايشان همانند هم سپري مي شود و هوو دلهره اصلي زندگي شان است.